یعنی چه
این عبارت کنایی برای اشاره به پنهانترین و واقعیترین بخش از درون یک انسان (مانند قلب، ضمیر یا ناخودآگاه) به کار میرود؛ زمانی که یک احساس مثل عشق، غم یا ایمان به حدی شدید باشد که تمام جان فرد را در بر بگیرد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت مضاف و مضافالیه (اعماقِ وجود) با صدای فتحه در ابتدای اعماق و ضمه در ابتدای وجود ادا میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی با مضمون درونیترین بخش هستی انسان، عبارت ۹ حرفی «اعماق وجود» یا گزینههای مشابهی چون سویدای دل به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از تعابیری که به عمق روح یا هستی اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی یا ترکیبات روانتر آن شامل ژرفای هستی، سویدای دل، درونِ جان و زوایای روح است که همگی بر پنهانترین بخش روان دلالت میکنند.
در قرآن
خود ترکیب «اعماق وجود» به صورت لفظی در قرآن نیامده است، اما مفاهیم تفسیری و عرفانی نزدیکی مانند «فی أنفسکم» (در درون شما) یا واژه «سرائر» (اسرار درونی) به این حقیقت اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل اعماق وجود
ترکیب کنایی «اعماق وجود» از دو واژه ریشهدار عربی (اعماق به معنی ژرفاها و وجود به معنی هستی) ساخته شده است که در زبان و ادبیات فارسی هویتی استعاری یافته است. این عبارت جلوهگر پنهانترین، صادقانهترین و دستنیافتنیترین لایههای روان و روح انسان است و زمانی به کار میرود که سخن از ریشهدارترین عواطف مانند عشق خالص، ایمان مذهبی یا اندوهی ژرف در میان باشد.
در نگاه نمادین و عرفانی، اعماق وجود اقیانوسی بیکران یا چاهی عمیق پنداشته میشود که گنجینههای پنهان حقیقت و اسرار الهی در آن قرار دارد. این اصطلاح با سفر درونی و خودشناسی گره خورده و در ادبیات برای نشان دادن اوج تاثیر یک پدیده بر کل هستیِ فرد استفاده میشود.