معنی
واژه بزرگمهر از دو جزء «بزرگ» و «مهر» ترکیب شده و به معنای کسی است که دارای مهربانی، فرّه، خرد یا محبتی بزرگ است. این واژه در لغت به معنای خورشید بزرگ نیز آمده است.
یعنی چه
بزرگمهر نام وزیر دانا و فرزانهٔ دورهٔ ساسانی (بزرگمهر بختگان) است که در ادبیات و فرهنگ ایرانی، مظهر دانایی، ذکاوت، مشاورت حکیمانه و گرهگشایی از مسائل پیچیده به شمار میرود.
متضاد
از آنجا که بزرگمهر اسم خاص است، متضاد مستقیم واقعی ندارد؛ اما با توجه به اجزای سازنده و بافت معنایی آن (حکیم و پرمهر بودن)، واژههایی چون بیمهر و نادان تقابل معنایی دارند.
هم خانواده
این نام اصیل فارسی از ریشههای «بزرگ» (به معنی عظیم و سترگ) و «مهر» (به معنی خورشید، پیمان و محبت) ساخته شده و با تمام واژگان مشتق از آنها همخانواده است.
جمله سازی
به انگلیسی
به عنوان یک اسم خاص تاریخی، ترانویسی دقیق آن Bozorgmehr یا Buzurgmihr است و بر اساس ریشهٔ واژهشناسی به معنای خورشید بزرگ یا سرشار از مهربانی ترجمه میشود.
به عربی
در متون تاریخی و ادبی عربی، نام بزرگمهر به صورتهای «بوذرجمهر» یا «بزرجمهر» معرب شده است و از نظر معنایی معادل عظيم المودة یا ذو الحکمة البالغة است.
جمعبندی و توضیح کامل بزرگمهر
بزرگمهر یک نام اصیل، کهن و خاص ایرانی است که از دوران فارسی میانه (Wuzurgmihr) به یادگار مانده و از دو واژه ارزشمند «بزرگ» و «مهر» تشکیل شده است. این نام علاوه بر داشتن معانی زیبایی چون خورشید بزرگ یا دارنده محبت فراوان، در تاریخ و ادبیات ایران زمین با شخصیت وزیر خردمند انوشیروان ساسانی گره خورده است.
در فرهنگ و ادب پارسی، به ویژه در شاهنامه فردوسی، بزرگمهر صرفاً یک نام نیست، بلکه نماد تمامعیار تدبیر، فرزانگی، دانش سیاسی و ذکاوت فوقالعاده است؛ به طوری که ابداع بازیهایی نظیر تختهنرد و حل معماهای پیچیده پادشاه هند را در روایات اسطورهای به او نسبت میدهند. این واژه هیچ ریشه یا کاربردی در زبان قرآنی ندارد و کاملاً برآمده از فرهنگ صلحجو و حکمتمحور ایران باستان است.