یعنی چه
عبارت «اختلاف و تفرقه در کلیسا» به معنای به وجود آمدن شکاف، انشقاق و دستهدسته شدن در بدنه کلیسا و پیروان مسیحیت است. این پدیده زمانی رخ میدهد که یک گروه به دلیل اختلافات عمیق عقیدتی (دکترینال)، جغرافیایی، سیاسی یا نحوه رهبری، از بدنه اصلی کلیسا جدا شده و به صورت یک جماعت مستقل عمل میکند. بارزترین نمونه تاریخی آن، انشقاق بزرگ سال ۱۰۵۴ میلادی است که کلیسا را به دو بخش کاتولیک غربی و ارتدکس شرقی تقسیم کرد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت فصیح و روان ساختار مشخصی دارد و ترکیب واژگان عربی و فارسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خودِ عبارت یا واژگانی چون انشقاق، شقاق و انشعاب است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه تخصصی Schism دقیقاً به همین معنای انشقاق و تفرقه مذهبی در کلیسا به کار میرود.
به فارسی
برگردانها و برابرهای دقیق فارسی برای این مفهوم شامل واژگانی چون انشقاق، انشعاب، شقاق، جدایی و دودستگی دینی است.
در قرآن
اگرچه واژه «کلیسا» به طور مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما قرآن در آیات مختلف به موضوع تفرقه و اختلاف در دین در میان اهل کتاب اشاره میکند. برای نمونه در آیه ۱۴ سوره مائده به طور خاص به کسانی که خود را «نصاری» نامیدند اشاره شده که به دلیل فراموش کردن بخشی از پیمان خود، دچار تفرقه، دشمنی و کینه پایدار (عداوت و بغضاء) میان خود شدند.
نماد چیست
این مفهوم نماد گرافیکی رسمی و واحدی در مسیحیت ندارد، زیرا تفرقه پدیدهای منفی تلقی میشود؛ اما در طرحهای تفهیمی و نقاشیهای الهیاتی، گاهی از تصویر یک صلیب (چلیپا) شکسته و چندپاره یا یک ردای پاره شده برای نشان دادن آسیبِ تفرقه به بدنه یکپارچه کلیسا استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اختلاف و تفرقه در کلیسا
عبارت «اختلاف و تفرقه در کلیسا» بیانگر یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین رویدادها در تاریخ مسیحیت است که در اصطلاح الهیاتی و تاریخ ادیان از آن به عنوان «انشقاق» یا Schism یاد میشود. این پدیده زمانی رخ میدهد که بخشهایی از جامعه مسیحی به دلیل تفاوت در تفسیر دکترینهای دینی، مسائل اداری، رقابتهای سیاسی یا موقعیتهای جغرافیایی، پیوند خود را با بدنه اصلی قطع کرده و ساختاری کاملاً مستقل تشکیل میدهند.
بزرگترین مصداق این پدیده در تاریخ، انشقاق بزرگ در قرن یازدهم میلادی (۱۰۵۴) بود که به جدایی ابدی کلیسای ارتدکس شرقی و کاتولیک رومی انجامید و بعدتر در قرن شانزدهم با جنبش اصلاحات پروتستان، این تفرقه و انشعاب ابعاد بسیار گستردهتری به خود گرفت.
از دیدگاه متون دینی از جمله قرآن کریم، این دستهدسته شدنها و بروز کینه و دشمنی میان پیروان یک آیین، ناشی از فراموش کردن عهد و پیمانهای الهی و پیرو آن، ایجاد شکاف مفهومی در دینداری تلقی شده است که همواره در تضاد با اصلِ اتحاد و یکپارچگی جامعه مومنان قرار دارد.