یعنی چه
واژه اصحاح در اصطلاح دینی و کتابشناختی، به هر یک از بخشها و فصلهای کتب عهد عتیق (تورات) و عهد جدید (انجیل) گفته میشود که حکم سوره در قرآن را دارد. در لغت نیز مصدر باب افعال و به معنای صحیح کردن، بهبود دادن و سالمسازی است.
تلفظ
این واژه در زبان عربی و فارسی به کسر همزه و سکون صاد تلفظ میشود: [اِصْـحاح].
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «فصل کتاب مقدس»، واژه ۵ حرفی «اصحاح» مد نظر است.
به انگلیسی
در متون تخصصی مسیحی و یهودی، برای اشاره به فصول کتاب مقدس از واژه Chapter استفاده میشود و در معنای لغوی تصحیح، واژههای Correction یا Validation به کار میروند.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه در کاربرد ساختاری متن «فصل» یا «بخش» است و در کاربرد مصدری میتوان آن را به «درستسازی» یا «تصحیح» ترجمه کرد.
در قرآن
کلمه «اصحاح» با این رسمالخط و به عنوان اصطلاح در قرآن وجود ندارد؛ اما ریشه لغوی آن (ص ح ح) و مشتقاتی مانند صالح، صلاح و یصلح در معنای نیکویی و اصلاح، فراوان در قرآن کریم به کار رفتهاند.
نماد چیست
این واژه نماد تصویری خاصی ندارد، اما در فرهنگ مذهبی مسیحیان و یهودیان عربزبان و فارسیزبان، به عنوان نماد و شاخصِ ساختاربندی متن مقدس و فصلبندی ارجاعات (Chaptering) شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اصحاح
واژه «اصحاح» یک وامواژه تخصصی عربی در زبان فارسی است که اصیل و بومی نبوده و بیشتر در ادبیات دینی و کتابشناسی ادیان ابراهیمی کاربرد دارد. کاربرد اصلی و شناختهشده این کلمه، اشاره به فصلها و بخشهای مختلف کتب عهد عتیق (تورات) و عهد جدید (انجیل) است که متون بلند را برای خوانش و ارجاع آسانتر تقسیمبندی میکند.
از نظر ریشهشناسی، این واژه از ماده عربی «ص ح ح» مشتق شده و در اصل به معنای تندرست کردن، تصحیح نمودن و اصلاح کردن است. بنابر این، اصحاح هم در معنای ساختاری (بخش) و هم در معنای لغوی (صحتبخشی) مفهوم درستی و نظاممندی را در خود دارد.