یعنی چه
خجلان صفتِ فاعلی و مشبهه از ریشه عربی است که به فردی اشاره دارد که دچار حس شرمندگی، کمرویی، دستپاچگی یا پشیمانی شده و به دلیل رفتاری خاص یا در موقعیتی اجتماعی، سر به زیر انداخته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتح خاء، سكون جيم و لام كشيده یعنی خَجْلان (Khajlān) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند شرمسار، شرمنده، منفعل و سرافکنده به عنوان هممعنی پنج حرفی خجلان کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به میزان احساس گناه یا بافت موقعیت، واژگان فوق معادلهای دقیق انگلیسی آن هستند.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی (خ ج ل) دارد و در زبان مبدأ نیز به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این واژه شامل شرمسار، شرمنده، رو سیاه، سرافکنده و محجوب هستند؛ در حالی که واژههایی مانند گستاخ، بیشرم و سربلند متضادهای آن به شمار میروند. همخانوادههای فارسی آن نیز خجل، خجالت و خجالتزده هستند.
در قرآن
خود واژه خجلان و ریشه (خ ج ل) در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ در آیات الهی برای رساندن مفهوم شرمندگی یا خواری بیشتر از واژگانی همچون «خِزْي» یا «خاشِعَة» استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل خجلان
واژه خجلان صفت مشبهه و فاعلی برخاسته از ریشه عربی «خ ج ل» است که وارد زبان فارسی شده و مفهوم شرمساری، خجالتزدگی و انفعال ناشی از حیا یا اعتراف به خطای خود را افاده میکند. این کلمه در ادبیات و فرهنگ عامه به عنوان نمادی از فروتنی، خودآگاهی اجتماعی و گاه احساس پشیمانی و گناه شناخته میشود که در تصویرسازیهای شاعرانه معمولاً با سرِ پایینانداخته و سرخ شدن گونهها همراه است.
اگرچه ریشه این واژه در زبان عربی کلاسیک وجود دارد، اما در متن قرآن کریم به طور مستقیم استفاده نشده و مفاهیم مشابه با عبارات دیگری بیان شدهاند. در زبان فارسی، خجلان جایگاهی میانه میان درونگراییِ ساده (کمرویی) و سرافکندگیِ عمیق (شرمندگی) دارد و در ادبیات مکتوب به زیبایی برای توصیف احوال درونی انسانِ متنبه به کار میرود.