یعنی چه
«داردار» یا «دار دار» در اصطلاح عامیانه و امروزی به معنی فریاد، غوغا، قیلوقال و هیاهوی زیاد است. همچنین به فرد پرشوروشر و پر سروصدا نیز اطلاق میشود. از سوی دیگر، در متون کهن ادبی و بر اساس لغتنامههای قدیمی مانند برهان قاطع، این ترکیب کنایه از دیر پاییدن، دوام، ثبات و پایداری است و مصدر مرکب «داردار کردن» به معنی پایداری نمودن و دیر پاییدن به کار میرفته است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول در هر دو بخش یعنی (dār dār) تلفظ میشود و در هر دو کاربرد عامیانه و کهن تلفظ یکسانی دارد.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدول ۶ حرف دارد که به صورت «دار دار» نوشته میشود و با مفاهیمی چون فریاد، غوغا و هیاهو همخوانی دارد.
به انگلیسی
برای معنای عامیانه (سروصدا و فریاد) از واژگانی چون Clamor، Uproar و Hubbub استفاده میشود. برای معنای قدیمی و کنایی آن (پایداری و دوام) کلماتی نظیر Stability و Durability مناسب هستند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم فریاد و دادوقال عامیانه کلمات «صخب»، «ضجیج» و «صراخ» به کار میروند و برای وجه تسمیه قدیمی آن در معنای پایداری، واژههای «ثبات» و «دوام» معادلهای دقیقی هستند.
به فارسی
برگردانهای خالص و دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون دادوفریاد، ولوله، قیلوقال، شلوغی و غوغا برای کاربرد صوتی آن، و پایندگی، استواری، ماندگاری و پایداری برای کاربرد معنایی کهن آن است.
جمعبندی و توضیح کامل دار دار
واژه «دار دار» یا «داردار» دو رویه معنایی کاملاً متمایز را در زبان فارسی پوشش میدهد. در رویه نخست که تداول عامیانه و امروزی است، این واژه به عنوان یک نامآوا (اسم صوت) از تکرار صدای «دار» پدید آمده تا استمرار فریاد، غوغا، ولوله و هیاهوی شدید را نشان دهد. در این حالت، کاربرد آن توصیفکننده فضاهای شلوغ یا افراد پر سروصداست.
در رویه دوم که جنبه کلاسیک و ادبی دارد، این ترکیب ریشه در بن مضارع فعل داشتن (دار) دارد که تکرار آن افاده استمرار تام میکند. در متون قدیمی، این واژه کنایه از دوام، بقا، ثبات و دیر پاییدن بوده است؛ هرچند که در لغتنامههای اصلی قرآنی جایگاهی ندارد و نباید آن را با واژه عربی «دار» به معنای خانه اشتباه گرفت.