یعنی چه
عقام واژهای است که برای توصیف سختی و شدتِ بیش از حد به کار میرود؛ مانند جنگی بسیار بیرحمانه یا بیماری صعبالعلاج و غیرقابل شفا. همچنین در معنای نازایی، خشک بودن و ناتوانی در زایش و تولید نیز استفاده میشود.
تلفظ
این واژه در زبان عربی و متون کهن به دو صورت فَتح عین (عَقام) و کَسر عین (عِقام) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «سخت و طاقتفرسا» یا «نازا و بیحاصل»، واژه ۴ حرفی «عقام» قرار میگیرد.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی (ع-ق-م) دارد و با کلماتی چون عقیم و شدید هممعنی است.
به فارسی
برابرهای فارسی این کلمه با توجه به سیاق متن شامل سخت، دشوار، مهیب، نازا، بیثمر، بیحاصل، ابتر و سترون هستند.
در قرآن
خود واژه «عقام» به صورت مستقیم در قرآن نیست، اما مشتقات آن از ریشه عقم دیده میشود؛ مانند «یَوْمٍ عَقِیمٍ» (روزی سخت و بیرحم که هیچ روز خوشی پس از آن متولد نمیشود) و «الرِّیحَ العَقِیم» (باد نازا و ویرانگری که باران و خیری به همراه ندارد).
نماد چیست
در ادبیات و تفکر عرفی، عقام به عنوان نمادی از انسداد مسیر زندگی، وضعیت بدون خروجی یا امید، و کارهای بیپایان و بینتیجه به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل عقام
واژه عقام یک واژه کهن با ریشه عربی است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه دو طیف معنایی برجسته دارد؛ نخست به معنای شدت، سختی و طاقتفرسا بودن (مانند بیماریهای غیرقابل درمان یا جنگهای خونین) و دوم به معنای نازایی، خشکی و ناتوانی در تولید و زایش.
در فرهنگ معارف و کاربردهای قرآنی نیز مشتقات این کلمه برای توصیف پدیدههایی به کار رفتهاند که هیچ خیر، برکت یا امیدی در آنها جریان ندارد؛ مانند بادی که به جای باروری گیاهان، صرفاً ویرانی به بار میآورد یا روزی که مایه جبران برای گناهکاران نیست. در ادبیات، این کلمه استعارهای از بنبستهای مطلق و تلاشهای بیثمر است.