یعنی چه
صفت مرکب به معنای پرزور، توانا، قدرتمند و کسی که دارای چنگال یا دستان نیرومند است. این واژه در زبان کلاسیک و ادبی بیشتر در اشاره به پهلوانان، عیاران یا حیوانات درنده و شکاری مانند شیر و عقاب که توان درگیری و گرفتن بالایی دارند، بهکار میرود.
مترادف
واژههایی که مفهوم قدرت بدنی بالا و دستان پرتوان را میرسانند.
متضاد
واژههایی که بیانگر کمبود قدرت فیزیکی یا ضعف در دستان و ساختار بدنی هستند.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «قَویّ» (عربی) و «پَنجه» (فارسی) ترکیب شده و به صورت مصطلح در فارسی غَویپنجه خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این صفت معمولاً خود واژه «قوی پنجه» است که دقیقاً هفت حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم دستان نیرومند یا قدرت فیزیکی بالا در انگلیسی از این عبارات استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل قوی پنجه
واژه «قویپنجه» یک صفت مرکبِ فاعلی (عربی-فارسی) است که از ترکیب بخش اول «قَویّ» (برگرفته از ماده عربی ق-و-ی به معنای نیرومند بودن) و بخش دوم «پنجه» (واژه اصیل فارسی مشتق از عدد پنج) ساخته شده است. این ترکیب وصفی در ادبیات و لغتنامههای معتبر نظیر دهخدا، معین و عمید به معنای صاحب چنگال یا دستان پرقدرت و به طور مجازی نماد چیرگی، تسلط، و توان جسمانی بالا معرفی شده است.
در متون کهن و اشعار فارسی، این صفت مکرراً برای توصیف شاهین، عقاب، شیر (سلطان جنگل) یا پهلوانان و عیاران میدان نبرد به کار رفته و گاه به صورت استعاری برای اشاره به قدرتهای برتر نظامی یا سیاسی نیز استفاده میشود. شایان ذکر است که گرچه خودِ این ترکیب عینا در قرآن نیامده، اما عبارت قرآنی «شَدِیدُ الْقُوَى» در سوره نجم قرابت معنایی بالایی با آن دارد.