یعنی چه
واژه «ابحنا» (أَبَحْنَا) یک فعل ماضی عربی در صیغه متکلممعالغیر (اول شخص جمع) از باب افعال است. این کلمه در متون کهن فقهی، حقوقی و ادبی به معنای اجازه دادن، روا داشتن، مباح ساختن و رفع ممنوعیت از کاری به کار میرود. در متون تاریخی و جنگی نیز گاهی به معنای حلال شمردن مال و جان دشمن یا تارومار کردن آنها استفاده شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحة بر روی همزه و باء، و سکون روی حاء است که در زبان عربی به صورت أَبَحْنَا ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این واژه معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «مباح کردیم»، «روا دانستیم» یا «حلال کردیم» به عنوان یک کلمه ۵ حرفی کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این فعل گذشته، از عباراتی که دلالت بر کسب اجازه یا قانونی و مجاز کردن کاری توسط یک گروه دارند، استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که خود کلمه «ابحنا» یک فعل اصیل عربی از ریشه (ب و ح) است، مترادفهای عربی آن شامل افعالی در همین صیغه مانند سمحنا و أجزنا میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای معادلسازی این مفهوم فقهی و لغوی، از ترکیباتی که به معنی اجازه دادن و آزاد گذاشتن هستند استفاده میشود.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای فارسی برای این واژه عباراتی چون «اجازه دادیم»، «روا دانستیم»، «تجویز کردیم» و «آزاد ساختیم» هستند که مفهوم رفع محدودیت را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل ابحنا
واژه «ابحنا» یک واژه مستقل با ریشه فارسی نیست، بلکه یک فعل ماضی عربی (متکلممعالغیر) از ریشه «ب-و-ح» و باب افعال است که به عنوان وامواژه وارد متون فقهی، حقوقی و ادبیات کهن فارسی شده است. معنای اصلی و بنیادین آن «مباح کردیم»، «اجازه دادیم» و «روا دانستیم» است و نشاندهنده برداشته شدن منع شرعی یا قانونی از یک کار و مجاز اعلام شدن آن میباشد.
این کلمه اگرچه به همین صورتِ فعلی صریح در متن قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادههای مشهور آن مانند «مباح»، «اباحه» و «اباحت» کاربرد گستردهای در فقه اسلامی و زبان فارسی دارند. در متون کهن تاریخی گاهی این واژه در سیاق جنگها به معنی حلال کردن مال و جان یک قوم بر لشکریان نیز به کار رفته است.
در مجموع، این کلمه امروزه بیشتر در متون تخصصی، فقهی و یا به عنوان یک واژه چالشی ۵ حرفی در جدول کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد و معادلهای مستقیم فارسی آن شامل اجازه دادیم و حلال کردیم است.