یعنی چه
استنضاض یک واژهٔ کهن و مصدر عربی از باب استفعال است که سه معنای اصلی دارد: نخست، درخواست نیکی، عطا و احسان از کسی؛ دوم، مطالبهٔ بازپرداخت بدهی و تقاضای نقد کردن وام؛ سوم، بیرون کشیدن یا استخراج اندکاندک و مکرر یک چیز.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت اِستِنضاض [estenżāż] است که در آن حروف ت و ض ساکن هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه ۷ حرفی به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «طلب احسان»، «تقاضای نقد کردن دِین» یا «بیرون کشیدن اندکاندک چیزی» به کار میرود.
به انگلیسی
این واژه معادل دقیق یککلمهای در انگلیسی ندارد، اما بسته به سیاق متن با عبارات فوق توصیف میشود.
به عربی
خود این واژه ریشهٔ عربی دارد و از فعل سهحرفی «ن-ض-ض» مشتق شده است و در متون کهن عربی به کار میرود.
به فارسی
برگردانهای ملموس فارسی این کلمه شامل عباراتی نظیر «نقدخواهی دِین»، «درخواست احسان و نیکی» و «خواستار بیرون آوردنِ اندکاندک چیزی» است.
در قرآن
واژهٔ استنضاض یا مشتقات همریشهٔ آن در متن قرآن کریم وجود ندارد. واژهٔ نزدیک به آن «نضاختان» در سوره الرحمن است که از ریشه «ن ض خ» به معنی فواره زدن بوده و ارتباطی با این کلمه ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل استنضاض
واژهٔ «استنضاض» یک مصدر بسیار کمکاربرد و مهجور عربیالاصل (از باب استفعال) است که بیشتر در فرهنگهای لغت قدیمی و متون فقهی یا حقوقی کهن دیده میشود. این کلمه در سه حوزهٔ معنایی متفاوت شامل طلب نیکی و احسان، تقاضای نقد کردن دِین و بدهی، و همچنین استخراج و بیرون کشیدن مکرر و اندکاندک یک شیء یا مال کاربرد دارد.
ریشهٔ این واژه به حروف «ن-ض-ض» بازمیگردد که دلالت بر چکیدن یا بیرون آمدن تدریجی دارد. از همخانوادههای آن میتوان به «مستنضّ» اشاره کرد که به معنای کسی است که حق یا طلب خود را خُردخُرد و پلهپله دریافت میکند. این اصطلاح امروزه کاربرد مدنی و روزمره ندارد و صرفاً دارای ارزش لغوی و تاریخی است.