یعنی چه
در اصطلاحات فلسفی، فقهی و کلامی، دفعی الوجود به موجود یا فعلی اشاره دارد که برخلاف امور تدریجی، در یک «آن» و بدون نیاز به سیر تکاملی یا گذشت زمان به وجود میآید. این واژه اصطلاحی تخصصی است و برای پدیدههای معمولی یا مدرن به کار نمیرود.
تلفظ
این ترکیب به صورت کسر اضافهٔ عربی تلفظ میشود: دَفْعی (daf’i) + الوجود (al-vojud).
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «دفعی الوجود» با ۱۰ حرف است و برای توصیف موجود یا پدیده ناگهانی و یکباره به کار میرود.
به انگلیسی
در متون فلسفی انگلیسی، برای رساندن مفهوم وجود دفعی و غیرتدریجی از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب خود از ریشههای عربی ساخته شده و در متون کلامی و فقهی به همین صورت یا به صورت الوجود الدفعی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این اصطلاح شامل واژههایی چون «یکباره»، «آنی»، «ناگهانی» و «تحقق آنی» است که مفهوم نبود زمان و تدریج در پیدایش را میرسانند.
در قرآن
ترکیب «دفعی الوجود» در متن قرآن نیامده است؛ اما از نظر مفهومی، خلقت و امر الهی که در یک لحظه و با اراده خداوند محقق میشود، با عباراتی چون «کُن فَیَکُون» (باش، پس میشود) یا «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» (و فرمان ما جز یک بار نیست، آن هم چون چشم بر هم زدن) توصیف شده است. همچنین مفسران مفهوم «انزال» (مانند انزال قرآن در شب قدر) را به معنای نزول دفعی و یکباره میدانند.
جمعبندی و توضیح کامل دفعی الوجود
اصطلاح «دفعی الوجود» یک تعبیر تخصصی در حوزه فلسفه اسلامی، کلام و فقه است که به موجودات یا پدیدههایی اشاره دارد که تحقق و پیدایش آنها آنی، یکباره و بدون سیر زمان و تدریج رخ میدهد. در ساختار فلسفه کلاسیک، این واژه در مقابل امور تدریجیالوجود (مانند حرکت و زمان) قرار میگیرد و با اینکه به عنوان یک مدخل مستقل و استاندارد در لغتنامههای کهن کمتر دیده میشود، ترکیبی کاملاً مفهوم و برآمده از صفت نسبی «دفعی» (ناگهانی) است.
در مباحث فقهی و اصولی نیز این اصطلاح برای تکالیف یا افعالی که باید در یک لحظه و به طور کامل محقق شوند (مانند نیت یا آزاد کردن بنده) تحت عنوان دفعی الوجود یا دفعی الحصول به کار میرود. تصویر نمادین این مفهوم در نمودارهای معرفتشناختی معمولاً به صورت یک «نقطه» (نشاندهنده آن و لحظه) در برابر «خط» (نشاندهنده امتداد و تدریج) نمایش داده میشود.
در مجموع، این اصطلاح فاقد کاربرد روزمره یا عامیانه است و کاربرد اصلی آن تبیین نحوه حدوث پدیدهها یا فوریت در افعال و ارادههای خاص (به ویژه در تفسیر کلامی امر الهی) است، جایی که زمان و فرآیند گامبهگام در فرآیند خلقت یا انجام کار رنگ میبازد.