یعنی چه
در اصطلاح فقهی، حقوقی و متون کهن، به اموال و داراییهای غیرجاندار که برخلاف چهارپایان صدا و حیاتی ندارند، «مال صامت» میگویند. این اصطلاح معمولاً در ابواب زکات و اشیای گمشده (لقطه) به کار میرفته و مصداق بارز آن فلزات گرانبها نظیر زر و سیم است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واژهبستِ مضاف و مضافالیه [مالِ صامِت] است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح ۷ حرفی، «مال صامت» است که به عنوان نقیض مال ناطق شناخته میشود.
به انگلیسی
در ترجمههای تخصصی متون حقوقی و فقهی اسلام از عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب اصالتاً از فقه و لغت عربی وارد زبان فارسی شده و به معنای طلا، نقره و عقار است.
در قرآن
عبارت «مال صامت» در قرآن وجود ندارد؛ اما مشتق آن یعنی «صامتون» یکبار در آیه ۱۹۳ سوره اعراف به کار رفته است. همچنین در روایات، تعبیر «قرآن صامت» در برابر اهلبیت که «قرآن ناطق» هستند، دیده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ سنتی و اشعار پارسی (مانند حکایات سعدی)، مال صامت که بیشتر اشاره به طلا و نقره دارد، نماد اندوختههای مادی، ثروت دنیوی سکونیافته و در مواردی مالدوستی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مال صامت
«مال صامت» یک ترکیب اضافه استعاری برگرفته از فقه و ادبیات کلاسیک عربی است که وارد زبان فارسی شده است. در نظام اقتصادی و حقوقی قدیم، اموال را به دو دسته اصلی تقسیم میکردند: اموال جاندار و صدادار مانند شتر، گاو و گوسفند که به آنها «مال ناطق» میگفتند، و اموال بیجان و خاموش مانند طلا، نقره، مسکوکات، زمین و پارچه که «مال صامت» نامیده میشدند.
علت این نامگذاری در واقع یک نگاه ملموس و عینی به داراییها بود؛ چرا که فلزات و کالاها برخلاف چهارپایان، از خود حرکتی نداشتند و صدایی تولید نمیکردند. این اصطلاح بیشترین کاربرد را در ابواب فقهی مربوط به زکات و همچنین احکام «لقطه» (یافتن اشیای گمشده) داشته است تا نوع حکم مال پیدا شده بر حسب جاندار یا بیجان بودن آن مشخص شود.
در ادبیات فارسی نیز شاعران و نویسندگانی چون سعدی شیرازی از تعابیری همچون «زر صامت» یا «مال صامت» برای اشاره به سکههای طلا و نقره و ثروتهای پنهان و اندوختهشده استفاده کردهاند. امروزه این اصطلاح در زبان گفتاری روزمره کاربردی ندارد و جای خود را به واژگانی نظیر اموال منقول، داراییهای نقدی و مسکوکات داده است.