یعنی چه
خزیدن به معنای حرکت کردن جانداران بر روی شکم یا با دست و پا به صورت بسیار کند است. همچنین این واژه به وارد شدن مخفیانه، آرام و بیصدا به جایی یا پناه بردن به گوشهای از روی ترس یا سرما نیز اشاره دارد.
مترادف
این واژهها همگی بر نوعی حرکت آرام، پیوسته و نزدیک به سطح زمین دلالت دارند.
هم خانواده
واژههای فوق همگی از بن فعلی «خز» مشتق شدهاند و با مفهوم حرکت خزندهوار ارتباط دارند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «خَزیدَن» (خَ + زی + دَن) است که حرف اول دارای فتحه و حرف دوم دارای کسره و شناسهٔ مصدر است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً در پاسخ به پرسشهایی چون «حرکت مار» یا «سینهخیز رفتن» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به نوع جاندار و کیفیت حرکت، معادلهای متفاوتی در انگلیسی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی، واژه زحف برای حرکت خزندگان و پیشرویهای نظامی کند، و دبیب برای حرکت ریز جانداران استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعلی است که برای توصیف حرکت روی شکم و کارهای بسیار سخت به کار میرود.
نماد چیست
خزیدن در ادبیات و فرهنگ عامه به عنوان نمادی از پنهانکاری، ترس، تسلیم و گاهی فروتنی بسیار زیاد (نزدیکی به خاک) قلمداد میشود. همچنین در وجه منفی میتواند نماد موشمردگی یا ضعف و ناتوانی باشد.
جمعبندی و توضیح کامل خزیدن
واژه «خزیدن» یک مصدر اصیل فارسی با ریشهای کهن در زبان پهلوی است که در وهله اول شکل خاصی از جابهجایی فیزیکی جانداران (مانند مار، حشرات و نوزاد انسان) را با کشیدن شکم یا اندامها بر روی زمین توصیف میکند. این کلمه در طول زمان کاربردهای استعاری وسیعی یافته و برای توصیف هر نوع حرکت بسیار کند، تدریجی و بیصدا مانند ترافیک سنگین یا نفوذ آرام نور و سایه نیز به کار میرود.
از نظر معنایی و روانشناختی، خزیدن در ادبیات فارسی کشمکشهای درونی انسان را هم بازتاب میدهد؛ پناه بردن به گوشهای خلوت از روی ناچاری، سرما یا ترس (مانند کز کردن) یکی از این وجوه است. این واژه با وجود سادگی، هم در توصیف پدیدههای طبیعی و هم در بیان مفاهیم کنایی مانند مخفیکاری و تواضع مفرط، کاربرد فراوانی در زبان روزمره و متون ادبی دارد.