یعنی چه
این قاعده که صورت کامل آن «بسیطُ الحقیقة کُلُّ الأشیاء و لَیسَ بِشَیءٍ مِنها» است، از مهمترین اصول فلسفه ملاصدرا (حکمت متعالیه) است. بر اساس این اصل، موجودی که در ذات خود هیچگونه ترکیب، اجزا، مرز و محدودیتی ندارد (ذات پاک خداوند)، به دلیل شدت و کمال بیانتها، حقیقت و کمال تمام موجودات جهان را در خود دارد؛ اما نقصها، ضعفها و مرزهای تکتک آن موجودات محدود از او سلب میشود.
تلفظ
اعرابگذاری دقیق عبارتی آن به صورت «قاعِدَةُ بَسیطِ الحَقیقَة» یا به شکل جملهایِ «بَسیطُ الحَقیقَةِ کُلُّ الأشیاء» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ متداول در جدولهای شرح در متن یا کلمات متقاطع برای پرسشهایی نظیر «قاعده مشهور ملاصدرا در توحید صمدی» یا «اصلی در حکمت متعالیه با ۱۶ حرف».
به انگلیسی
در متون فلسفی و آکادمیک انگلیسی، برای ترجمه این مفهوم از واژگان Simple Reality (حقیقت ساده/غیرمرکب) استفاده میشود.
به عربی
اصل این اصطلاح عربی است و ریشه در متون فلسفی جهان اسلام بهویژه کتاب الاسفار الاربعه صدرالمتألهین دارد.
به فارسی
برگردان معنایی آن به فارسی روان، «اصل حقیقت ساده و غیرمرکب» یا «قاعده بساطت مطلق ذات الهی» است که نشان میدهد حقیقت تام بدون جزء، جامع همه زیباییها و کمالات است.
نماد چیست
این قاعده در سنت عرفانی و فلسفی فاقد نماد مادی یا گرافیکی خاصی است، اما در تمثیلهای تقریب به ذهن، از «نور مطلق» یا «نقطه» (که در عین بساطت، منشأ کثرت خطوط و کلمات است) به عنوان نمادهای شهودی آن استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل قاعده بسیط الحقیقه
قاعده بسیط الحقیقه یکی از عمیقترین و بنیادیترین براهین در فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه ملاصدرا است که برای اثبات توحید صمدی و کمال مطلق الهی به کار میرود. این قاعده بیان میکند که اگر موجودی در ذات خود هیچگونه ترکیبی (اعم از مادی، ذهنی، عقلی یا اعتباری) نداشته باشد و «صرفِ وجود» باشد، نمیتوان هیچ کمالی را از او سلب کرد؛ زیرا سلب کمال، نوعی حد و مرز و نقص ایجاد میکند که با بساطت محض سازگار نیست. بنابراین، چنین موجودی واجد تمام کمالاتِ همهٔ اشیاء است.
بخش دوم قاعده یعنی «و لیس بشیء منها» (و هیچیک از آنها نیست) مکمل بخش اول است؛ به این معنا که خداوند با وجود داشتن کمالاتِ همه موجودات، هرگز با موجودات ناقص، مادی و محدود جهان یکی نمیشود. او حقیقتِ کمالات آنها را در مرتبهای بالاتر و نوریتر دارد، بدون اینکه به ضعفها و مرزهای ماهوی آنها آلوده شود. ریشه این بحث به متون کهن فلسفی مانند اثولوجیا برمیگردد، اما صورتبندی برهانی آن شاهکار ملاصدرا است.