یعنی چه
ظلم و بیدادگری به معنای تجاوز از حدود، پایمال کردن حق و حقوق دیگران، و اعمال قدرت به صورت ناحق و همراه با خشونت یا بیانصافی است. این واژه ترکیبی از مفهوم عربیِ ظلم (قرار دادن چیزی در غیر جایگاه شایسته آن) و مفهوم فارسیِ بیداد (عمل کردن بر ضدِ داد و عدالت) است که بر هرگونه رفتار ناعادلانه و ستمگری شدید تأکید دارد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب واژگانی به صورت «ظُلم وَ بیدادگَری» است که واژه اول ریشه عربی و واژه دوم ریشه فارسی دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند ستم، جور، جفا، تعدی و بیداد به عنوان پاسخهای کوتاهتر برای این مفهوم به کار میروند.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی بیشتر از واژههای Oppression و Injustice استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای الظلم و الجور دقیقترین معادلها برای رساندن معنای بیدادگری هستند.
در قرآن
واژه ظلم و مشتقات آن بیش از ۲۸۰ بار در قرآن کریم به کار رفته است. در فرهنگ قرآنی، ظلم در سه لایه اصلی تبیین میشود: نخست ظلم در حق خداوند که همان شرک است («إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»)، دوم ظلم در حق دیگران و تعدی به حقوق مردم («إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ»)، و سوم ظلم به خود که از طریق گناه و نافرمانی شکل میگیرد («فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ»).
جمعبندی و توضیح کامل ظلم و بیدادگری
ترکیب «ظلم و بیدادگری» یک اصطلاح تأکیدی در زبان فارسی است که از دو واژه با ریشههای متفاوت ساخته شده است؛ «ظلم» که ریشه در زبان عربی دارد و به معنای قرار دادن هر چیز در غیر جایگاه شایسته آن است، و «بیدادگری» که واژهای اصیل و فارسی به معنای ضدیت با داد و قانون است. این واژه در ادبیات و فرهنگ عامه نماد تاریکی، استبداد و پایمال شدن حقوق ضعفاست و در طول تاریخ همواره در برابر مفاهیم والایی چون عدل، دادگری و انصاف قرار داشته است.
در متون دینی و ادبی، این پدیده به شدت نکوهش شده و برای آن پیامدهای سنگینی ذکر گردیده است؛ به طوری که در قرآن کریم به عنوان یکی از بزرگترین موانع هدایت و مایه نابودی جوامع معرفی میشود. در ادبیات فارسی نیز شاعرانی چون حافظ و نظامی، بیدادگری را نماد دوران استبداد دانسته و به حاکمان درباره عواقب ستم بر تودههای مردم هشدار دادهاند.