یعنی چه
نعل کهنه در معنای لغوی به نعل قدیمی، زنگزده و فرسودهای گفته میشود که از سم اسب یا دیگر چهارپایان جدا شده یا افتاده است. در کاربرد کنایی و استعاری، این ترکیب اشاره به شیء یا موضوعی دارد که کاملاً از کار افتاده، فرسوده، بیارزش و فاقد هرگونه قیمت و اعتبار است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «نعل» (با فتح نون و سکون عین) و «کهنه» (با ضمه کاف و سکون هاء) تشکیل شده است که با کسرهٔ اضافه به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «نعل فرسوده اسب»، «کنایه از چیز بیارزش و نابکار» یا «ساعت خراب در اصطلاح قدیم»، عبارت ۷ حرفی «نعل کهنه» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای توصیف این ترکیب در زبان انگلیسی از صفتهای old یا worn-out به همراه واژهٔ horseshoe استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژهٔ نعل یا حذاء به همراه صفاتی نظیر بالی (پوسیده و فرسوده) یا قدیم برای رساندن این مفهوم به کار میرود.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی نماد کمارزشی، حقارت و فرسودگی مطلق است؛ به طوری که اصطلاح «نعل کهنه به حلوا دادن» کنایه از مبادلهٔ جنسی کاملاً بیارزش با کالایی گرانبهاست. با این حال، در فرهنگ عامه و باورهای خرافی قدیم، نعل کارکرده و کهنه به عنوان نمادی برای دفع چشمزخم، جذب خوششانسی و برکت بر سردر خانهها یا مغازهها آویخته میشد.
جمعبندی و توضیح کامل نعل کهنه
عبارت «نعل کهنه» یک ترکیب وصفی متشکل از واژهٔ عربی نعل و واژهٔ فارسی کهنه (برگرفته از کُهنک در پارسی میانه) است. این اصطلاح در وهلهٔ اول دلالت بر نعل آهنی فرسوده و پارهای دارد که از سُم چهارپایان جدا شده است. در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، این ترکیب علاوه بر معنای حقیقی، به عنوان کنایهای از اشیای کاملاً بیارزش، اسقاطی و حتی به طعنه برای ابزارهای بدقواره یا ساعتهای خراب به کار میرفته است.
از نظر فرهنگی، نعل کهنه حامل دو مفهوم متناقض است؛ در قلمرو شعر و ادبیات رسمی، مظهر بیقدری و زوال است، اما در باورهای فولکلور و عامیانه، ابزاری محافظ در برابر چشمزخم و نمادی از شانس تلقی میشده است. این کلمه در آرایه های جدول کلمات متقاطع دقیقاً دارای ۷ حرف است.