یعنی چه
این عبارت یک ترکیب عطفی تأکیدی در زبان فارسی است و زمانی به کار میرود که چیزی به کلی از میان رفته، تباه شده یا به طور کامل فانی و مضمحل گشته باشد، به طوری که هیچ اثر یا بقایی از آن باقی نمانده باشد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «نِیسْتْ وُ نابود» است که در آن واژهٔ اول ساکن پایانی دارد و واو عطف به صورت ضمهٔ خفیف تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلید خودِ عبارت «نیست و نابود» با ۱۰ حرف است. همچنین کلماتی نظیر معدوم، مضمحل و فانی نیز به عنوان پاسخهای جایگزین و کوتاهتر کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم زوال و نابودی کامل از واژگانی استفاده میشود که شدت تخریب یا از بین رفتن مطلق را نشان میدهند.
به عربی
در زبان عربی واژههای متعددی برای این مفهوم وجود دارد؛ از جمله در قرآن کریم مفهوم آن با واژگانی نظیر «هالک» و «زهق» (به معنی نابود شد و مضمحل گشت) قرابت معنایی بالایی دارد.
به فارسی
از نظر ریشهشناسی فارسی، «نیست» از پیشوند سلبی «نـ» و فعل «است» ساخته شده و «نابود» از پیشوند نفی «نا» به همراه «بود» (گذشتهٔ بودن) شکل گرفته است. همخانوادههای آن واژگانی چون نیستی، نابودی، نیستشدنی و نابودکننده هستند. متضادهای اصلی آن نیز «هست و موجود»، «بقا» و «پاینده» میباشند.
جمعبندی و توضیح کامل نیست و نابود
عبارت «نیست و نابود» یک ترکیب عطفی تأکیدی بسیار ریشهدار در زبان فارسی است که از کنار هم قرار گرفتن دو واژهٔ منفیساز «نیست» و «نابود» تشکیل شده است. هر دو جزء این ترکیب ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پارسی میانه دارند و هدف از جفت شدن آنها در کنار یکدیگر، شدت بخشیدن به مفهوم زوال، فنا و مخروبه شدن کامل یک شیء، جریان یا پدیده است، به گونهای که هیچ اثر مادی یا معنوی از آن بر جای نماند.
این اصطلاح در ادبیات فارسی و گفتگوهای روزمره برای بیان پایان مطلق و عدم بازگشتپذیری به کار میرود. اگرچه این ترکیبِ فارسی عینا در متون کهن عربی یا قرآن وجود ندارد، اما معادلهای دقیق مفهومی آن مانند «فنا»، «هلاکت» و «زهوق» به وفور در فرهنگ اسلامی و آیات قرآنی برای توصیف ناپایداری امور مادی و باطل استفاده شدهاند و در زبانهای دیگر نظیر انگلیسی و ترکی نیز با مفاهیم نابودی مطلق (Annihilation) متناظر است.