یعنی چه
طی شدن در زبان فارسی به معنای گذشتن و سپری شدن دوره یا زمانی از پیش تعیینشده، عبور کردن و پیمودن یک مسیر یا مسافت، و همچنین به پایان رسیدن و قطعی شدن یک فرایند یا قرارداد (مانند قیمت و شرط) به کار میرود.
مترادف
واژههایی که معنای عبور، پایان یا گذشتن را افاده میکنند، به عنوان مترادف این فعل شناخته میشوند.
متضاد
کلماتی که بر مفهوم شروع، ادامه داشتن یا باز شدن دلالت دارند، در تقابل معنایی با این واژه قرار میگیرند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از مصدر عربی «طَیّ» و فعل «شدن» است و به صورت /tey šodan/ تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای طراحانی است که به دنبال مجهولِ فعلِ پیمودن یا سپری شدن هستند.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق کلام، معادلهای انگلیسی آن به زمان، مکان یا اتمام یک کار اشاره دارند.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل و کهن، عبارتهایی مانند «درنوشته شدن» (لوله شدن طومار) یا «به سر آمدن» به عنوان برگردان و معادلهای شیوا برای این مفهوم به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل طی شدن
واژه «طی شدن» یک فعل ترکیبی مجهول یا لازم در زبان فارسی است که بخش اول آن از ریشه عربی «ط-و-ی» به معنای پیچیدن، لوله کردن و درهمفشردن طومار گرفته شده است. این ریشه اصیل در قرآن کریم نیز در آیه ۱۰۴ سوره انبیاء برای توصیف درهمپیچیده شدن آسمانها به کار رفته است. در گذر زمان و با ورود به ادبیات فارسی، معنای استعاری جالبی به خود گرفته و به معنای گذار از یک حالت پویا به یک وضعیت خاتمهیافته تبدیل شده است.
این عبارت امروزه در سه قلمرو عمده کاربرد فراوان دارد: اول در حوزه زمان برای توصیف پیر شدن، گذشتن عمر یا روزگار (مانند بیت معروف حافظ «افسوس که نامهٔ جوانی طی شد»)؛ دوم در حوزه مکان و جغرافیا برای عبور از یک جاده یا مسافت؛ و سوم در گفتگوهای روزمره و اداری جهت نشان دادن نهایی شدن، توافق بر سر قیمت یا تمام شدن یک فرایند کاری. در کل، نمادی ادبی از پایان یافتن فرصتها، بستهشدن دفتر یک تجربه و به سر آمدن یک جریان است.