یعنی چه
این واژه در زبان فارسی کهن به معنای یک قسمت، لنگه یا عدل و بستهای از کالا (مانند یک لاقه برنج) به کار میرفته است. همچنین در بیان عامیانه، گاهی مخفف یا دگرگونی از واژه «لق» به معنی شیء شل، متزلزل و نااستوار در جای خود است.
تلفظ
تلفظ این واژه در متون کهن به صورت لَقه یا لاقه ثبت شده است. در اصطلاح عامیانه امروزی نیز به صورت لَقِه تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، کلمه ۳ حرفی «لقه» یا معادل ۴ حرفی آن «لاقه» به عنوان تکه و بستهای از بار شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه در معنای کهن (بسته بار) یا معنای عامیانه (سست)، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به عربی
برای معنای اصیل فصیح آن از واژههای مربوط به بستهبندی و برای معنای عامیانه از واژههای مربوط به عدم ثبات استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه در متون مختلف شامل لنگه، عدل، تکه، قسمت، شل، متحرک و ناپایدار است.
در قرآن
واژه «لقه» یا «لاقه» در کتاب قرآن وجود ندارد. تنها واژه نزدیک به آن از نظر آوایی، کلمه عربی «لقاء» به معنی دیدار و ملاقات است که ریشه و معنایی کاملاً متفاوت دارد.
جمعبندی و توضیح کامل لقه
واژه لقه (که در متون کهن بیشتر به صورت لاقه ضبط شده است) یکی از لغات اصیل اما کمتر شناختهشده زبان فارسی است که در گذشته برای شمارش و تقسیمبندی بارهای تجاری و کاروانی به کار میرفته است؛ برای مثال عبارت «یک لاقه برنج» به معنای یک بسته یا یک لنگه بار مشخص از برنج بوده است.
از سوی دیگر، در زبان عامیانه و روزمره امروزی، این کلمه گاهی به عنوان دگرگونی آوایی واژه «لق» به کار میرود که به اشیاء نااستوار و جنبان مثل دندان لق یا صندلی تکانخورنده اشاره دارد. شناخت تفاوت این دو کاربرد، مانع از اشتباه گرفتن آن با واژگان همآوای عربی میشود.