یعنی چه
ترکیبی وصفی به معنای واقعیت یا امری راست و درست که به دلیل بیتوجهی، فراموشی یا سطحینگری از چشمها پنهان مانده و به آن پرداخته نشده است. این واژه معمولاً در متنهای تحلیلی، اجتماعی و فلسفی برای اشاره به اصول مهمی که نادیده گرفته شدهاند به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [haqīqat-e magfūl] است.
در جدول
در پاسخ به سوالاتی نظیر «حقیقتی که مورد غفلت قرار گرفته» یا «واقعیت فراموششده در جدول»، پاسخ دقیق آن «حقیقت مغفول» است که از ۱۰ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن میتوان از عباراتی چون Neglected truth یا Overlooked fact استفاده کرد.
به عربی
این ترکیب در زبان عربی به صورت عبارات وصفی معادل مانند «الحقيقة المغفول عنها» به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان و سرهتر فارسی برای این ترکیب شامل واژگانی چون «واقعیت فراموششده»، «حقِ نادیدهگرفته»، «نکته پنهان» و «اصلِ از یاد رفته» است.
در قرآن
عینِ ترکیب «حقیقت مغفول» در متن قرآن مجید وجود ندارد. با این حال، ریشه کلمه اول یعنی «حق» بسیار پرکاربرد است (مانند «ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ») و مفهوم «غفلت» از حقایق نیز بارها تذکر داده شده است، مانند آیه ۲۲ سوره قاف: «لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ».
جمعبندی و توضیح کامل حقیقت مغفول
عبارت «حقیقت مغفول» یک ترکیب وصفی برخاسته از ریشههای عربی در زبان فارسی است که وجه تسمیه و کاربرد اصلی آن، اشاره به امور واقع، درست و کلیدی است که به دلایل مختلف از جمله پنهانکاری، جهل یا غفلت عمومی، مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند.
این اصطلاح در ادبیات معاصر، تحلیلهای سیاسی، فلسفی و اجتماعی کاربرد فراوانی دارد تا ذهن مخاطب را به سمتی سوق دهد که ابعاد پنهان یا به حاشیه راندهشده یک مسئله حیاتی را بازخوانی کند. اگرچه خود این ترکیب در متون کهن یا قرآن به این شکل یافت نمیشود، اما هر دو لایه مفهومی آن یعنی اصالت حق و چالش غفلت انسان، همواره مورد توجه بودهاند.