یعنی چه
«بحر مکاشفت» یک اضافه تشبیهی یا استعاری در ادبیات عرفانی است؛ به معنی حالتی که در آن حجابهای میان دل و پروردگار برداشته میشود و حقایق غیبی بدون نیاز به استدلال عقلی، به صورت گسترده و بیکران (مانند دریا) بر قلب سالک تجلی مییابد. این اصطلاح در دیباچه گلستان سعدی نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [bahr-e mokāšefat] است. واژه «بحر» با فتح باء و سکون حاء، و «مکاشفت» با ضَم میم، فَتْح کاف و کَسْر شین خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدول «بحر مکاشفت» است که بدون احتساب فاصله ۹ حرف دارد. از دیگر پاسخهای احتمالی میتوان به «دریای شهود» یا «بحر کشف» اشاره کرد.
به انگلیسی
در برگردانهای انگلیسی متون تصوف و ادبیات معنوی فارسی، این عبارات برای رساندن مفهوم بیکرانگی شهود به کار میروند.
به عربی
از آنجا که هر دو واژه ریشه عربی دارند، در متون عرفانی عربی نیز به همین صورت یا به شکل «بحر المكاشفة» استعمال میشود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این ترکیب عبارتند از: دریای شهود، بحرِ حقایق، عالمِ کشف و شهود، بحرِ معاینه و دریای معرفت باطنی که همگی اشاره به تجلی مستقیم حق بر دل دارند.
در قرآن
عین ترکیب «بحر مکاشفت» در قرآن نیامده است، اما ریشه واژه مکاشفت یعنی (کشف) در قرآن به کار رفته؛ مانند آیه ۲۲ سوره ق که به برداشته شدن حجابها اشاره دارد: «فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (پس پردهات را از پیش چشمت برداشتیم و دیدهات امروز تیز است). همچنین واژه «بحر» در قرآن بارها به عنوان نشانهای از عظمت و بیکرانگی خلقت ذکر شده است.
نماد چیست
در نمادشناسی عرفانی، «بحر» (دریا) نماد عظمت بیپایان ذات الهی و محو شدن قطره (روح سالک) در کل است. «مکاشفت» نیز نماد عبور از ظاهر مادی دنیا و رسیدن به باطن و مغز حقیقت است؛ بنابراین، ترکیب آنها نماد بیپایانی تجربههای معنوی و انکشاف ناگهانی حقایق وجود است.
جمعبندی و توضیح کامل بحر مکاشفت
ترکیب «بحر مکاشفت» یک اصطلاح لغوی مستقل و ثابت در لغتنامههای عمومی نیست، بلکه یک ساختار استعاری و اضافهٔ تشبیهی بسیار زیبا در ادبیات صوفیانه و شعر فارسی است. این اصطلاح بیش از هر چیز یادآور دیباچه گلستان سعدی است، آنجا که مینویسد: «یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده...».
این واژه از دو پاره عربی «بحر» (دریا) و «مکاشفت» (از ریشه کشف به معنی پردهبرداری) ساخته شده و در اصطلاح اهل معرفت، به حالت غرق شدن کامل روح در انوار غیبی اشاره دارد. در این مرتبه، حجابهای مادی و نفسانی از میان دل سالک و پروردگار کنار میروند و حقایق هستی بدون نیاز به استدلالهای چوبین عقلی و به صورت مستقیم بر قلب عارف جلوهگر میشوند.
در نهایت، این عبارت گویای عظمت، بیکرانگی و عمق تجربههای معنوی است که در آن، فرد خود را در اقیانوس بیانتهای شهود الهی غوطهور میبیند و هویت قطرهوارش در عظمت دریاگونه حق فانی میگردد.