یعنی چه
براقع در لغت به معنای پوششها و روبندهای کامل صورت است. این کلمه همچنین در متون قدیمی عربی به پرده یا رویبند چهارپایانی مانند اسب و شتر نیز اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی و عربی با فتح ب و کسر ق به صورت [bafāʿel / barāqeʿ] بر وزن مَفاعِل است.
در جدول
پاسخ جدول برای روبندها یا جمع برقع، کلمهٔ ۵ حرفی «براقع» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به شکل جمع این پوشش از واژه Burqas یا به طور کلی از Veils استفاده میشود.
به عربی
واژه براقع خود یک کلمه اصیل عربی از ریشه رباعی مجرد (ب - ر - ق - ع) است و به عنوان جمع تکسیر برقع به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای نقاب صورت از واژه Peçe و برای چادر کامل از Çarşaf استفاده میشود؛ همچنین Burkalar معادل مستقیم جمع آن است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی مستعمل برای این واژه شامل روبندها، نقابها، پوششهای چهره و حجابهای صورت است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی (مانند اشعار جامی و عطار)، براقع نماد صورتهای مادی و حجابهایی است که روی حقیقت مطلق را پوشاندهاند. همچنین در اصطلاحات مذهبی، «برقع کعبه» به پردهٔ مخصوصی که روی در کعبه آویزان میشود اشاره دارد که نماد قداست و حریم الهی است. در مفاهیم عام نیز این واژه نماد پوشیدگی، حیا و هویت سنتی یا دینی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل براقع
واژه «براقع» جمع تکسیر کلمه عربی «برقع» بر وزن مفاعل است که در لغت به معنای روبندها، نقابها و پوششهای مخصوص صورت زنان در جوامع سنتی و اسلامی به کار میرود. این کلمه با ریشه رباعی خود وارد زبان فارسی شده و در متون کهن علاوه بر پوشش زنان، به معنای پرده یا رویبند چهارپایان مجهز نیز ثبت شده است. این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، بلکه مفاهیم مشابه آن با کلماتی چون جلابیب و خمر بیان شده است.
در ادبیات و فرهنگ عرفانی شرق، براقع فراتر از یک پوشش ظاهری، به عنوان نمادی از حجابهای مادی، صورتهای دنیوی و موانعی شناخته میشود که میان سالک و حقیقت مطلق فاصله میاندازند و عارف باید برای رسیدن به مغز حقیقت از این پوسته و براقع عبور کند. علاوه بر این، در اصطلاحات مذهبی حج، پرده مجلل آویخته بر در کعبه را برقع مینامند که نماد حریم امن و رازهای الهی است.