یعنی چه
واژه مشمش دارای دو معنای متمایز است؛ در حوزه گیاهشناسی و گویشهای محلی به میوه زردآلو اطلاق میشود. در حوزه پزشکی و دامپزشکی نیز مخفف یا اشارهای به بیماری «مشمشه» است که یک بیماری عفونی، واگیردار و کشنده میان اسبسانان بوده و قابل انتقال به انسان است.
تلفظ
این واژه در معنای میوه (ریشه عربی) معمولاً به صورت مِشْمِش و در متون کهن فارسی و معنای بیماری به صورت مَشمَش یا مِشمِش خوانده و تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این بخش با توجه به طراح جدول میتواند خود کلمه مشمش، زردآلو یا بیماری مشمشه باشد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در ترجمه انگلیسی برای میوه از Apricot و برای بیماری دامپزشکی از واژه Glanders استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، مِشْمِش اسم جنس برای زردآلو است و برای بیماری عفونی مذکور از تعابیری چون الرعام استفاده میکنند.
به فارسی
برگردان دقیق این کلمه در زبان فارسی معیار برای کاربرد گیاهی «زردآلو» و برای کاربرد پزشکی و دامپزشکی «بیماری مشمشه»، «فارسین» یا «خناق خیل» است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه، میوه مشمش به دلیل عمر و فصل کوتاهی که دارد، نماد زودگذری و ناپایداری است؛ اصطلاح معروف «فی المشمش» در عربی (معادل وقت گل نی در فارسی) اشاره به امر محال دارد. در ادبیات کهن نیز وجه بیماری آن نماد آلودگی و نابودی اسبها به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مشمش
واژه مشمش یک کلمه با هویت دوگانه در زبان فارسی است. از یک سو با ریشه عربی به معنی میوه زردآلو شناخته میشود که وارد برخی گویشهای ایرانی به ویژه مناطق جنوبی شده است. در فرهنگ عامه، این میوه به دلیل فصل برداشت بسیار کوتاهی که دارد، به نمادی برای امور زودگذر، فرصتهای ناپایدار و وعدههای غیرممکن تبدیل شده است، به طوری که ضربالمثل معروف «فی المشمش» دقیقاً همتراز با «وقت گل نی» در فارسی به کار میرود.
از سوی دیگر، مشمش در پزشکی و دامپزشکی کهن کاربرد دارد و ریشه آن به زبان پهلوی بازمیگردد. در این کاربرد، مشمش یا مشمشه به یک بیماری عفونی و بسیار خطرناک در میان تکسمیها مانند اسب و الاغ اشاره دارد که به انسان نیز سرایت میکند. این واژه در متون کهن فقهی و طب سنتی نمادی از آلودگی و بیماری مهلک به شمار میرفته است.