یعنی چه
اقتضای طبیعت به معنای ویژگی، رفتار یا نیازی است که به طور کامل از ذات، فطرت و سرشت درونی یک موجود یا پدیده نشئت میگیرد. این رفتارها یا ویژگیها تغییرناپذیرند و ناشی از غرض شخصی، کینه یا عوامل بیرونی نیستند؛ بلکه لازمه خلقت و ساختار طبیعی آن موجود به شمار میروند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی به صورت «اِقتِضایِ طَبیعَت» (eqtezā-ye tabi'at) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مفهوم معمولاً خود عبارت «اقتضای طبیعت» (۱۱ حرف) یا اصطلاحات هممعنی آن نظیر «مقتضای ذات» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که به ضرورتها و نیازهای ذاتی و طبیعی اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح خود از دو واژه عربی «اقتضاء» (از ریشه ق-ض-ی) و «طبیعت» (از ریشه ط-ب-ع) ترکیب شده و در زبان عربی به همین صورت یا به شکل مقتضیات به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی سره و روان میتوان معادلهایی چون «لازمه سرشت»، «خواست درونی»، «ویژگی ذاتی» و «حکم ساختار خلقت» را برای آن استفاده کرد.
در قرآن
عین عبارت ترکیبی و اسمی «اقتضای طبیعت» در متن قرآن کریم نیامده است. با این حال، مفهومِ ویژگیهای ذاتی و ساختار درونی موجودات (به ویژه انسان) با واژه کلیدی «فطرت» در آیه ۳۰ سوره روم («فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا») مورد توجه قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل اقتضای طبیعت
عبارت «اقتضای طبیعت» یک ترکیب وصفی-اضافی ریشهدار است که نشان میدهد یک رفتار یا ویژگی، جزئی جداییناپذیر از هویت و ساختار یک موجود است. وقتی میگوییم کاری اقتضای طبیعت چیزی است، یعنی آن پدیده بر اساس غریزه، ذات یا قوانین حاکم بر خلقتش عمل کرده و رفتار او تعمدی، از روی کینهتوزی یا تاثیر پذیرفته از عوامل بیرونی کاذب نیست.
بهترین و آشناترین مابهازای استعاری این اصطلاح در ادبیات فارسی، ضربالمثل معروف عقرب است که میگوید: «نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است». این عبارت در فلسفه و روانشناسی نیز برای تبیین رفتارهای غریزی، مقتضیات ذات و ویژگیهای تغییرناپذیر انسان و جهان کاربرد گستردهای دارد.