معنی
مسموح صفت یا اسم مفعول برگرفته از زبان عربی است و به هر امر یا رفتاری اشاره دارد که انجام آن از نظر قوانین، مقررات یا هنجارهای اجتماعی و عرفی آزاد و بدون اشکال باشد.
یعنی چه
این کلمه نشاندهنده حد مجاز و قانونی بودن یک مفهوم است؛ یعنی برای انجام آن منع یا محرومیت حقوقی و شرعی وجود ندارد و فرد معذور یا مأذون به شمار میرود.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای حقوقی، فقهی و ادبی به عنوان هممعنی مسموح به کار میروند.
متضاد
این کلمات به مفاهیمی اشاره دارند که سلب اجازه شدهاند و انجام آنها خلاف مقررات است.
تلفظ
این واژه با فتح میم اول، سکون سین، ضم میم دوم و واو کشیده تلفظ میشود.
به عربی
در زبان عربی مدرن، این واژه دقیقاً به همین صورت و برای نشان دادن مجاز بودن فعالیتها یا ورود به مکانها استفاده میشود.
به فارسی
بهترین و دقیقترین برگردانهای خالص فارسی برای این واژه، کلماتی نظیر «رواداشته» یا ترکیبهای «مجاز» و «دارای اجازه» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مسموح
واژه مسموح یک صفت و اسم مفعول وامگرفته از ریشه ثلاثی مجرد «س م ح» در زبان عربی است. این ریشه در اصل به مفاهیمی چون گذشت، بخشش، آسانگیری و مدارا (تسامح) اشاره دارد و مسموح در لغت به معنای «آنچه مورد چشمپوشی یا اجازه قرار گرفته» است. در کاربردهای امروزی، به ویژه در متون حقوقی، اداری و فقهی، این کلمه به عنوان مترادفی برای کارها یا مواردی که منع قانونی ندارند استفاده میشود.
اگرچه خود صیغه مفعولی «مسموح» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما ریشه و مفاهیم همخانواده آن در احادیث و متون اسلامی برای تأکید بر تسامح و رواداری بسیار پرکاربرد هستند. در زبان فارسی، این واژه بیشتر در بافتهای رسمی یا ادبی به چشم میخورد و تقابل مستقیم آن با واژه «ممنوع» معنای آن را روشنتر میسازد.