معنی
چخیدن در واژهنامههای معتبر زبان فارسی (مانند دهخدا و معین) به معنای تلاش و کوشش فراوان، پافشاری کردن و همچنین ستیزه، مجادله و جنگیدن آمده است. این واژه در متون کهن گاه به معنای دم زدن و سخن گفتن نیز به کار رفته است.
یعنی چه
این واژه یک مصدر کلاسیک و اصیل فارسی است. هنگامی که کسی در انجام کاری بیش از حد پافشاری میکرد یا با کسی وارد جنگ و مرافعه لفظی و فیزیکی میشد، از این فعل استفاده میکردند. از آنجا که واژهای کلاسیک است، کاربرد روزمره و مدرن ندارد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح حرف اول (چَ) و کسر خاء (خِ) یعنی چَخیدَن (čaxidan) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «چخیدن» یا ریشه آن «چخ» به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'کوشیدن'، 'ستیزه کردن' یا 'جنگیدن' کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و مفهوم مورد نظر در ادبیات کهن، این افعال دقیقترین معادلهای انگلیسی چخیدن هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای جنبه کوشش واژه Çabalamak و برای جنبه تقابل و درگیری واژههای Çekişmek و Savaşmak معادلهای مناسبی هستند.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان و امروزی این واژه در زبان فارسی شامل افعالی چون تلاش کردن، سعی کردن، پافشاری نمودن، مباحثه کردن و ستیزه کردن است.
جمعبندی و توضیح کامل چخیدن
واژه «چخیدن» یکی از مصدرهای اصیل، کهن و سره زبان فارسی است که ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پارسی میانه (پهلوی) دارد. این واژه در ادبیات کلاسیک ایران، به ویژه در اشعار حماسی و متون فخیم قدیمی مانند شاهنامه فردوسی، بار معنایی دوگانهای دارد؛ از یک سو به معنی کوشش، همت و پافشاری در کار است و از سوی دیگر به معنی جنگ، جدال و خصومت ورزیدن به کار میرود.
امروزه کاربرد این فعل در زبان گفتاری و نوشتاری معاصر کاملاً منسوخ شده است و بیشتر در بازخوانی متون ادبی یا به عنوان یک واژه چالشی و پنج حرفی در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد. این کلمه فاقد هرگونه ریشه یا کاربرد در زبان عربی و متن قرآن کریم است.