یعنی چه
این واژه به هر اثر هنری، ادبی، سینمایی یا دیدگاهی اطلاق میشود که فراتر از واقعیت ظاهری حرکت میکند. در این سبک، با آمیختن واقعیت و رویا، تصاویری وهمآلود، شگفتانگیز، غیرمنطقی و برخاسته از ضمیر ناخودآگاه خلق میشود که منطق معمول و عقلانی را به چالش میکشد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «سو رِ ئا لیس تی» (Surrealistic) است که تشدید خفیفی روی حرف «ر» قرار میگیرد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۱۱ حرف دارد. همچنین ممکن است از معادلهای آن مانند «فراواقعگرایانه» نیز استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف ویژگیهای این مکتب از واژه Surrealistic یا Surrealist استفاده میشود.
به عربی
در منابع هنری و ادبی زبان عربی، از واژه تعریبشده «سريالي» یا معادل معنایی آن یعنی «فوق واقعي» استفاده میکنند.
به فارسی
دقیقترین و آکادمیکترین برگردان فارسی این واژه «فراواقعگرایانه» است. واژههای دیگری نظیر وهمآلود، رویاگونه و خیالگونه نیز در بافتهای متنی مختلف به عنوان معادل کاربرد دارند.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ و هنر نماد آزادی مطلق خیال، کاوش در ضمیر ناخودآگاه و شکستن مرزهای منطق صلب است. از مشهورترین نمادهای بصری آن میتوان به ساعتهای در حال ذوب شدن (الهامگرفته از تابلوی تداوم حافظه اثر سالوادور دالی) اشاره کرد که به چالش کشیدن زمان و واقعیت را نشان میدهد.
معنی انگلیسی/خارجی
از آنجا که «سوررئالیستی» یک وامواژه صفت در زبان فارسی است، ریشه اصلی آن به زبان فرانسوی بازمیگردد. این کلمه از پیشوند sur (به معنی فرا/روی) و واژه réalisme (واقعگرایی) ترکیب شده است. این اصطلاح نخستین بار توسط گیوم آپولینر ابداع شد و سپس با بیانیه آندره برتون در دهه ۱۹۲۰ میلادی تبدیل به مکتبی رسمی شد که هدفش پیوند دادن دنیای رویا و واقعیت بود.
جمعبندی و توضیح کامل سوررئالیستی
واژه سوررئالیستی به هر مظهر هنری، ادبی یا ذهنی اشاره دارد که از قوانین منطق صلب و واقعیتهای ملموس روزمره فراتر میرود تا به دنیای عمیق و بیانتهای ناخودآگاه، خوابها و رویاها دست یابد. این اصطلاح که ریشه در مکتب فرانسوی سوررئالیسم (فراواقعگرایی) قرن بیستم دارد، تلاش میکند تا با آمیختن فانتزی و امر واقعی، یک «واقعیت برتر» یا مطلق را خلق کند.
در یک اثر سوررئالیستی، عناصر نامتجانس و بیارتباط در کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ درست همانطور که در خوابهایمان پدیدههای عجیب را بدون هیچ پرسشی میپذیریم. این ویژگی به هنرمند اجازه میدهد تا از سانسور عقل عبور کرده و تداعی آزاد ذهن را به تصویر بکشد.
امروزه این اصطلاح نه تنها در نقد نقاشی، سینما و ادبیات کاربرد فراوانی دارد، بلکه در زبان روزمره نیز برای توصیف موقعیتهای بسیار عجیب، باورنکردنی، شگفتانگیز و خارج از قاعده به کار میرود؛ موقعیتهایی که گویی همزمان واقعی و رویاگونه هستند.