یعنی چه
«جمع مرتع» به معنای شکل جمع کلمهٔ مرتع است که واژهٔ «مراتع» میشود. مرتع به خودی خود یعنی اسم مکان برای چریدن، و جمع آن دلالت بر چندین چراگاه، علفزار یا زمینهای وسیع و سرسبز دارد که دارای پوشش گیاهی طبیعی برای تغذیه و چرای دامها هستند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «جَمعِ مَرتَع» است. واژهٔ حاصلی که از این ترکیب به دست میآید یعنی «مراتع» به صورت مَراتِع (marāteʿ) تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات جدول تقاطعی، اگر طراح دقیقاً عبارت «جمع مرتع» را به عنوان سوال ۷ حرفی مد نظر داشته باشد، پاسخ خودِ عبارت است. اما اگر پاسخِ معنایی آن را بخواهد، واژه ۵ حرفی «مراتع» جواب اصلی است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم مراتع (جمع مرتع) در زبان انگلیسی از واژههای Pastures یا Rangelands استفاده میشود که به اراضی وسیع حاوی علف برای دام اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی، جمع کلمه مَرتَع به صورت مَرَاتِع میآید. همچنین واژه المَراعی (جمع مَرعَی) نیز به طور گسترده برای این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این واژه شامل «چراگاهها»، «علفزارها»، «سبزهزارها» و «مرغزارها» است که به زمینهای پر از گیاه و علف اشاره دارد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عربی، مراتع نماد خیر و برکت، وفور نعمت، سرسبزی و زندگی مادی آسوده است. در ادبیات کنایی نیز گاهی ترکیباتی مثل «مرتع فساد» ساخته میشود که مجازاً به معنی محل رشد، نمو و گسترش سریع یک امر منفی است.
جمعبندی و توضیح کامل جمع مرتع
عبارت «جمع مرتع» در زبان فارسی اشاره به ساختار جمع کلمهٔ عربی «مرتع» دارد که حاصل آن واژهٔ آشنای «مراتع» است. مرتع از ریشهٔ سه حرفی (ر ت ع) به معنی چریدن و بهرهمندی فراوان از غذا مشتق شده و اسم مکان است. بنابراین مراتع به طور دقیق به معنی چراگاهها، علفزارها و زمینهای وسیع طبیعی است که پوشش گیاهی مناسبی برای تغذیه احشام دارند.
این واژه ریشه در فرهنگ کشاورزی و دامداری دارد و در ادبیات همواره تداعیکننده سرسبزی، برکت و وفور نعمت بوده است. جالب اینجاست که خود واژهٔ مرتع در قرآن نیامده اما فعل همخانوادهٔ آن در داستان حضرت یوسف (ع) به صورت «یرتع» (بچرد و بگردد) استفاده شده است.
در بازیهای فکری و جدول کلمات، این عبارت کاربرد دوگانه دارد؛ گاهی طراح خود عبارت هفتحرفی «جمع مرتع» را به عنوان پاسخ نهایی قالببندی میکند و گاهی هدف او رسیدن به واژهٔ پنجحرفی «مراتع» یا معادلهای فارسی آن مانند «چراگاهها» است.