یعنی چه
نسح در لغت به معنی طمع کردن، چشمداشت داشتن به چیزی و آزمند گشتن است. همچنین در کاربرد اسمی به ریزه، تراشه و شکستههای پوست و غلاف خرما گفته میشود که در ته ظرف یا انبار باقی میماند. باد بردگی و پراندن خاک توسط باد نیز از دیگر معانی آن است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول و دوم (نَسَحَ) به عنوان فعل و مصدر، و یا به صورت سکون آخر (نَسَحْ) در منابع لغوی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه سه حرفی «نسح» معمولاً با راهنماهای «طمع کردن»، «آزمندی» یا «ریزه و تراشه غلاف خرما» از طراحان پرسش میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و معنای مدنظر، معادلهای انگلیسی آن در مفاهیم اخلاقی برابر با Greed و در مفاهیم مادی برابر با Debris یا Chaff است.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد. فعل نَسَحَ به معنی طمع کردن و افشانده شدن خاک توسط باد است و همخانواده آن نساح نامیده میشود.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این کلمه شامل مصادری چون آزمندی و طمعورزی، و اسامی عینی مانند تراشه غلاف خرما و خاک پرانده شده توسط باد است.
در قرآن
کلمه «نسح» (با حرف ح) در متن قرآن به کار نرفته است. کلمات مشابهی نظیر «نسخ» (با خ به معنی باطل کردن یا نوشتن) و «نصح» (با ص به معنی خیرخواهی) در قرآن وجود دارند اما نباید با این واژه اشتباه شوند.
جمعبندی و توضیح کامل نسح
واژه «نسح» یک لغت اصیل عربی (از ریشه ثلاثی مجرد ن-س-ح) است که به کتابهای لغتشناسی فارسی راه یافته است. این کلمه دو وجه معنایی کاملاً متمایز دارد؛ در وجه اول به معنای رفتاری یعنی آزمند گشتن، طمع کردن و چشمداشت داشتن به مال یا چیزی است. در وجه دوم، به معنای مادی و فیزیکی به شکستهها، تراشهها و ریزههای غلاف خرما اطلاق میشود که در ته ظروف باقی میماند.
نکته مهم در بررسی این واژه، تمایز املایی آن با کلمات همآوا است. این واژه نباید با «نسخ» (نسخ کردن قوانین یا کتابت) یا «نصح» (نصیحت و خیرخواهی) اشتباه گرفته شود. همچنین در زبان قرآن کاربردی ندارد و صرفاً یک واژه لغوی و جدولی به شمار میرود که در ادبیات معاصر نیز چندان رایج نیست.