یعنی چه
المشفوع در لغت به معنی کسی یا چیزی است که مورد شفاعت، پادرمیانی و وساطت قرار گرفته است. همچنین در معنای ریشهای به هر چیزِ جفتشده یا ضمیمهشده به دیگری اطلاق میشود. در اصطلاحات فقهی و حقوقی نیز به مال یا ملکی که حق شفعه بر آن قرار گرفته، مشفوع یا مشفوعفیه میگویند.
تلفظ
این کلمه بر وزن اسم مفعول (مَفْعول) از ریشه ثلاثی مجرد «شفع» تلفظ میشود.
به انگلیسی
در بافت دینی و مذهبی از معادلهای مربوط به شفاعت و در بافت لغوی کهن از واژههای مربوط به جفتشدگی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی کاربرد مشفوعله برای اشخاص و مشفوعفیه برای اموال فقهی رایج است.
به ترکی
در ترکی استانبولی عمدتاً با استفاده از واژگان مشتق از ریشه اصلی در بافت مذهبی معنا میشود.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی آن بسته به متن، «شفاعتیافته»، «وساطتشده» یا در متون کهن «جفت و همراه شده» است.
نماد چیست
این واژه نماد بصری یا اسطورهای خاصی ندارد، اما در تفکر مذهبی و عرفانی، نمادِ قرار گرفتن در سایه رحمت واسطهها و ناامید نشدن از آمرزش است.
جمعبندی و توضیح کامل المشفوع
واژه عربی «المشفوع» اسم مفعول از ریشه «شفع» است که در اصلِ لغت به معنای جفت شدن، ضمیمه شدن و از حالت تنهایی (وتر) درآمدن است. با این حال، رایجترین کاربرد آن در معارف اسلامی و زبان فارسی، اشاره به شخص یا موجودی دارد که مورد شفاعت و پادرمیانی شفیعان (مانند پیامبران و اولیای الهی) قرار گرفته و وساطت در حق او پذیرفته شده است.
علاوه بر جنبههای دینی، این کلمه در فقه و حقوق اسلامی (باب شفعه) کاربرد تخصصی دارد و به مال یا ملکی غیرقابلتقسیم که شریک حق تملک اجباری سهم دیگری را در آن دارد، اطلاق میشود. اگرچه خود لفظ «المشفوع» به این صورت در قرآن نیامده، ریشه آن در آیاتی مانند «والشفع والوتر» و مباحث شفاعت به وفور دیده میشود.