یعنی چه
این اصطلاح یک ترکیب وصفی در ادبیات سیاسی و تاریخی است و به فرمانروایی اشاره دارد که بدون پایبندی به قوانین دموکراتیک و با ابزار سرکوب و حکومت نظامی بر کشور فیلیپین حکمرانی کرده است. در تاریخ معاصر، این واژه معمولاً به عنوان صفت برای فردیناند مارکوس به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب از دو واژه واجبست تشکیل شده است: دِکْتاتُور (با ریشه فرانسوی/لاتین) به همراه کسره اضافه و فِلیپینی (منسوب به کشور فیلیپین).
در جدول
در جدولهای متقاطع و معماهای تاریخی، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف مشخص میشود. خود عبارت ۱۶ حرف دارد و مصداق اصلی آن فردیناند مارکوس است.
به انگلیسی
در متون سیاسی و اخبار بینالمللی انگلیسی زبان، برای اشاره به حاکمان مستبد این کشور از این تعابیر استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای بیانی این عبارت در زبان فارسی شامل تعابیری همچون فرمانروای مطلقالعنان فیلیپین، جبار فیلیپینی یا حاکم سرکوبگر فیلیپین است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات سیاسی جهان، این عبارت نماد اختلاس میلیاردها دلار از اموال عمومی، سرکوب شدید منتقدان و مظهر تجملگرایی افسانهای در میان فقر مردم (مانند کلکسیون کفشهای ایملدا مارکوس) است.
جمعبندی و توضیح کامل دیکتاتور فیلیپینی
عبارت «دیکتاتور فیلیپینی» یک واژه لغوی واحد و مستقل در فرهنگهای لغت نیست، بلکه یک ترکیب وصفی و اصطلاح خاص در تاریخ سیاسی معاصر است. این تعبیر مستقیماً به دوران زمامداری فردیناند مارکوس پدر، دهمین رئیسجمهور فیلیپین اشاره دارد که بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۶ با برقرار کردن حکومت نظامی طولانیمدت، سرکوب خشن مخالفان و فساد مالی گسترده بر این کشور فرمان راند.
از نظر ریشهشناسی، واژه دیکتاتور از ریشه لاتین به معنی فرمان دادن گرفته شده و کلمه فیلیپین نیز به پادشاه اسپانیا (فلیپ دوم) منسوب است. این واژه در جدولها و متون تاریخی برای یادآوری دوران خفقان سیاسی جنوب شرق آسیا و همچنین تبلور قدرت مردم در انقلاب ۱۹۸۶ به کار میرود که به این استبداد پایان داد.