یعنی چه
گدا طبعی یا گداطبع بودن، به حالتی اخلاقی و رفتاری اشاره دارد که در آن فرد، با وجود داشتن تمکن مالی و ثروت، همچنان رفتاری آمیخته با بخل، خسیس بودن و دریوزگی نشان میدهد و دچار فرومایگی نفس است.
تلفظ
این واژه ترکیبی در زبان فارسی به صورت صوتی [گِ دا طَبْ عی] تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای کلمات متقاطع، برای توصیف پستی فطرت، بخل شدید یا خست بیش از حد، واژه ۷ حرفی گدا طبعی به کار میرود.
به انگلیسی
برای معادلسازی این مفهوم در زبان انگلیسی از عباراتی که نشاندهنده روحیه خسیس یا گدایانه هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این مفهوم با واژههایی چون لؤم و دنائت که به پستی طبع و بخل همراه با حرص اشاره دارند، قرابت دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژههای جایگزین استاندارد برای این ترکیب شامل گدامنشی، دونطبعی، لئامت، خست، بخل و پستیِ فطرت هستند.
جمعبندی و توضیح کامل گدا طبعی
واژه «گدا طبعی» یک ترکیب وصفی-مفهومی ساختهشده از واژه فارسی «گدا» (با ریشه اوستایی به معنی خواهش کردن) و واژه عربی «طبع» (به معنی سرشت و نهاد) است. این اصطلاح بیشتر در ادبیات اخلاقی و متون سنتی کاربرد دارد و برای توصیف افرادی به کار میرود که به رغم بینیازی مالی، روحیهای فقیر، وابسته و همراه با بخل شدید دارند.
در ادبیات فارسی، این ویژگی در مقابل مفاهیم ارزشمندی چون عزت نفس، مناعت طبع، کرامت و بلندهمتی قرار میگیرد. شعرا و بزرگانی چون سعدی شیرازی در آثار خود به نکوهش این صفت پرداختهاند، چرا که گداطبعی نمادی از ذلت نفس، فرومایگی و اسارت در چنگال حرص و طمع مفرط است.