یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی و عربی به عنوان کنایهای از کمترین زمان ممکن، یعنی در حد پلک زدن یا کسری از ثانیه به کار میرود و نشاندهنده سرعت فوقالعاده بالا یا فوریت یک امر است.
تلفظ
این عبارت ترکیبی از واژه عربی «طَرْفَة» به معنای یکبار پلک زدن و «العَیْن» به معنای چشم است که به صورت اضافه به هم متصل شدهاند.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، عبارت «کلمه طرفه العین» دقیقاً دارای ۱۳ حرف است. همچنین معادلهای کوتاهتر آن نظیر آن، دم، لمحه و لحظه نیز در جدول کاربرد فراوان دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از اصطلاحات کنایی مرتبط با چشم و سرعتِ نور استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و ریشه آن از (ط ر ف) گرفته شده که به معنای حرکت پلک و نگاه سریع است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این اصطلاح شامل واژههایی چون «چشم به هم زدن»، «یکدم»، «لمحه»، «آن» و «فوراً» هستند که همگی بر کوتاهی زمان دلالت دارند.
در قرآن
خودِ ترکیبِ «طرفة العین» به طور مستقیم در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما ریشه و مفهوم آن در قالب واژه «طَرفُکَ» (سوره نمل، آیه ۴۰ در داستان آوردن تخت بلقیس پیش از چشم برهم زدن) و «طَرفُهُمْ» (سوره ابراهیم، آیه ۴۳ در وصف قیامت) به کار رفته است. همچنین این عبارت در ادعیه مشهور اسلامی مانند «ولا تكلنا إلى أنفسنا طرفة عين» بسیار رایج است.
نماد چیست
در ادبیات و عرفان، طرفةالعین نمادی از سرعت بیاندازه، گذر زمان مادی، ناپایداری و دگرگونی ناگهانی احوال جهان است. عارفان آن را نمادی از تجلی دفعی و ناگهانی حقیقت یا قدرت اعجاز الهی (کن فیکون) میدانند که فراتر از ابعاد زمان رخ میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه طرفه العین
عبارت «طرفة العین» یک اصطلاح ترکیبی عربی کنایهای است که به ادبیات و زبان فارسی راه یافته و در اصل به معنای یکبار پلک زدن یا چشم برهم زدن است. در کاربردهای روزمره، ادبی و عرفانی، این واژه برای اشاره به کوتاهترین زمان ممکن، یعنی لحظهای بسیار گذرا، آنی و کسری از ثانیه استفاده میشود تا بر فوریت یک اتفاق یا سرعت بسیار زیاد آن تاکید شود.
این اصطلاح اگرچه به صورت یکپارچه در متن قرآن کریم نیامده، اما ریشه آن در آیات مربوط به اعجاز و قیامت (به معنای بازگشت نگاه و پلک زدن) دیده میشود و در احادیث و دعاهای مأثور نیز کاربرد فراوانی دارد. در ادبیات فارسی نمادی از بیثباتی دنیا و دگرگونی احوال در یک آن است.