یعنی چه
شکار به معنی دستیابی، تعقیب و کشتن یا زنده گرفتن حیوانات وحشی و پرندگان است. این واژه همچنین به خودِ حیوانِ صیدشده (طعمه) نیز اطلاق میشود.
مترادف
واژههایی مانند صید و نخجیر بیشترین شباهت معنایی را با شکار دارند.
متضاد
این کلمه متضاد مستقیم واحدی ندارد، اما در بافتارهای مختلف در برابر رهاسازی یا اهلیسازی قرار میگیرد.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای ایران باستان دارد و از فعل پهلوی (فارسی میانه) «شکردن» (škar-dan) به معنی صید کردن گرفته شده است.
جمله سازی
در جدول
واژه «شکار» دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به تعداد حروف طراح جدول، کلمات صید یا نخجیر نیز میتوانند جایگزین شوند.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور عملِ شکار باشد یا حیوانِ صیدشده، معادلهای انگلیسی متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
کلمه «صید» معادل اصلی شکار است که در آیات قرآن کریم (مانند آیه ۹۶ سوره مائده) نیز برای احکام حلال و حرام حیاتوحش به کار رفته است.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Av به عنوان اسم و Avlanma به عنوان اسم مصدر برای این مفهوم استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شکار
واژه «شکار» یک اصطلاح اصیل ایرانی با ریشهای کهن در زبان فارسی میانه است که به عمل تعقیب و زنده گرفتن یا کشتن حیوانات وحشی اشاره دارد. این مفهوم در طول تاریخ همواره با معیشت، تفریح و نمادهای پادشاهی گره خورده و به خودِ موجود صیدشده نیز اطلاق میشود.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، شکار فراتر از یک فعالیت فیزیکی، جنبههای استعاری و عرفانی عمیقی پیدا کرده است؛ به طوری که گاه نماد غلبه بر نفس، پادشاهی و تسلط انسان بر طبیعت بوده و در ادبیات عرفانی نیز به عنوان «شکارِ معنا» به مفهوم حقیقتجویی و صیدِ معرفت الهی به کار میرود.
اگرچه خود کلمه شکار در قرآن نیامده، اما معادل عربی آن یعنی «صید» در بافتار فقهی و احکام اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. امروزه این واژه در زبانهای همسایه مانند اردو نیز به عنوان وامواژه کاربرد دارد.