یعنی چه
این واژه در ادبیات عرفانی (بهویژه اشعار مولانا) به معنی ابزار یا ساز طرب، عامل شادیبخش و سالکِ سراپا وجد آمده به کار رفته است. از سوی دیگر، در برخی فرهنگهای عامیانه و عربیمحور، شکل دگرگونشدهای از واژه «طربوش» (نوعی کلاه سنتی عثمانی یا فِز) تلقی میشود.
تلفظ
این کلمه به صورت مَفتوح در حرف اول و مَضموم در حرف سوم یعنی طَربُون (Tarboon / Țarbun) تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول، پاسخ این کلمه پنجحرفی است و بسته به طراح سوال میتواند به معنای ساز طرب، کلاه عثمانی یا ارغنون باشد.
به انگلیسی
معادل انگلیسی مستقیم و رسمی برای کاربرد عرفانی آن وجود ندارد، اما اصطلاحاتی مانند Joy-bringer مفهوم آن را میرسانند. برای معنای کلاه سنتی، واژه Fez استفاده میشود. توجه شود که با واژه Turban (عمامه) اشتباه نگردد.
به عربی
در زبان عربی برای مفهوم ابزار نشاط از ترکیب آلة الطرب استفاده میشود. همچنین خود کلمه طربون در برخی گویشهای عربی شکل عامیانه یا تحریفشده واژه طربوش است.
به فارسی
برگردان و معادلهای فارسی دقیق آن شامل واژههای طربانگیز، ارغنون طرب، شادمان و در بخش پوشاک، کلاه سنتی عثمانی است.
در قرآن
واژه طربون و حتی ریشه ثلاثی مجرد آن (ط ر ب) و مشتقاتش، در متن قرآن کریم به کار نرفتهاند و کاربرد دینی یا قرآنی ندارد.
نماد چیست
در ادبیات صوفیانه و عرفانی، این کلمه نماد روحی است که مانند یک ساز در دستان معشوق به صدا درآمده و سراپا تسلیم وجد الهی شده است. در نگاه تاریخی و پوشش، نماد سنتگرایی، طبقه اجتماعی خاص یا دوره عثمانی در خاورمیانه است.
جمعبندی و توضیح کامل طربون
واژه «طربون» دو سابقه و خاستگاه معنایی متفاوت دارد. در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی، به ویژه در اشعار مولانا جلالالدین بلخی، این واژه ترکیبی از ریشه عربی «طرب» و پسوند صفتساز یا اسمابزار فارسی «-ون» است که در کل معنای سازِ طرب، عامل نشاط یا سالکِ سراپا شادی گرفته را میدهد. این کاربرد بسیار خاص، کمتکرار و دارای بار معنایی عرفانی عمیق است.
از سوی دیگر، در بررسی لغوی عامیانه و فرهنگهای عربیمحور، طربون به عنوان یک واژه رسمی فارسی شناخته نمیشود بلکه آن را صورت دگرگونشده یا محلی واژه «طربوش» (کلاه سنتی و قرمزرنگ عثمانی موسوم به فِز) میدانند. این واژه در متون دینی مانند قرآن کریم هیچ جایگاهی ندارد و مشتقات ریشه آن در کتاب مقدس مسلمانان به کار نرفته است.
در مجموع، اگر با این کلمه در متون شعر و ادب فارسی مواجه شدید، اشاره به ابزار طرب و وجد روحی دارد و اگر در عبارات بومی یا اصطلاحات بخشهایی از خاورمیانه به کار رود، اشاره به همان کلاه سنتی عثمانی یا طربوش دارد.