یعنی چه
شنا به دو معنای عمده به کار میرود: نخست، مهارت و عملِ شناور ماندن و حرکت کردن در آب به وسیلهٔ اندامهای حرکتی بدن؛ دوم، یک حرکت ورزشی آمادگی جسمانی (شنای سوئدی) که فرد در آن به موازات زمین قرار گرفته و با نیروی دستها بدن را بالا و پایین میبرد.
مترادف
این واژهها در متون کهن و معاصر به عنوان هممعنی شنا در آب استفاده شدهاند.
متضاد
مفهوم غرق شدن به عنوان نقیض نتیجهٔ شنا کردن و خشکی به عنوان تقابل محیطی آن شناخته میشود.
هم خانواده
این کلمات همگی از یک ریشه اشتقاق یافته و به ویژگیها یا فاعل این عمل اشاره دارند.
ریشه
واژه شنا کاملاً ایرانی است و در زبان پهلوی به صورت «شناو» (šnāw) یا «شناوگ» (šnāwag) بوده که از ریشه هندواروپایی باستان (-snā) به معنی مایع، جریان داشتن و شنا کردن گرفته شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون آبورزی یا سباحت نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادل آن در انگلیسی تغییر میکند.
به عربی
ریشه سبح در عربی علاوه بر شنا در آب، برای حرکت روان ستارگان در مدار نیز به کار میرود.
به ترکی
جالب است بدانید که زبان ترکی استانبولی واژهٔ «Şınav» را برای تمرین بدنسازی از واژهٔ شنای فارسی وام گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل شنا
واژه «شنا» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبانهای هندواروپایی دارد. این کلمه دو کاربرد کاملاً متمایز اما پر بسامد در زندگی روزمره دارد؛ یکی به معنای حرکت و غوطهوری روان در آب بدون غرق شدن که هم مهارتی حیاتی و هم ورزشی مفرح است، و دیگری به معنای یک حرکت پایه در بدنسازی و ورزشهای باستانی زورخانهای که به تقویت عضلات کمک میکند.
از دیدگاه فرهنگی و نمادین، شنا کردن در آب همواره مظهر پاکسازی روح، تجدید حیات، رهایی از دغدغهها و تطبیقپذیری با جریانهای زندگی بوده است. جالب اینجاست که در فرهنگ قرآنی معادل عربی آن (سبح) معنایی بسیار فراتر از آب یافته و برای توصیف حرکت منظم و شناور کرات و ستارگان در کیهان نیز به کار رفته است که نشاندهنده ابهت و روانی این مفهوم است.