یعنی چه
شهد در اصطلاح لغوی به معنای عسل (بهویژه عسلی که همراه با موم باشد) یا مایع غلیظ و شیرینی است که زنبور عسل از روی گلها جمعآوری میکند. در معنای مجازی و ادبی، این واژه به هر چیز بسیار خوشطعم، دلپذیر، مایهٔ نشاط و سخن شیرین نیز اطلاق میشود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از ریشه عربی «شهـد» گرفته شده است. در زبان عربی اصلی، «شَهد» به معنای عسل مومی یا انگبین مصفا است و پس از ورود به زبان فارسی، در ادبیات و گفتگوهای روزمره جایگاه ویژهای یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «شهد» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «عسل مومی»، «مایع شیرین گلها» یا «انگبین» به کار میرود و خود کلمه دارای ۳ حرف است.
به انگلیسی
به عربی
جمعبندی و توضیح کامل شهد
واژهٔ «شهد» در زبان و ادبیات فارسی فراتر از یک مادهٔ طبیعی و شیرین، نمادی از حلاوت، پاداش نیکو و دستاوردهای ارزشمند حاصل از رنج و تلاش است. همانطور که زنبور عسل با صبوری فراوان عصارهٔ گلها را جمعآوری میکند تا مادهای شفابخش بسازد، در ادبیات عرفانی و عاشقانه نیز شهد به عنوان نماد عشق ناب، حلاوت ایمان، معرفت شهودی و سخنان دلنشین به کار میرود که روح انسان را صفا میبخشد.
این کلمه گرچه در اصطلاح مادی خود به عسل پاک و مصفا اشاره دارد، در ساختار ریشهشناسی با کلماتی چون شاهد و شهادت پیوند خورده که مفهوم حضور و روشنایی را تداعی میکند. تقابل همیشگی شهد با واژههایی چون «شرنگ» (سم تلخ) در اشعار کلاسیک، نشاندهندهٔ مرزبندی میان خوشیهای اصیل و تلخیهای روزگار است و اصالت این واژه را در فرهنگ ایرانی دوچندان میسازد.