یعنی چه
تدلل به معنای رفتاری است که فرد از روی ناز، کرشمه، و تمّنع همراه با لطف و محبوبیت انجام میدهد تا توجه و محبت دیگری را جلب کند. این واژه گاهی به معنای گستاخی و جرأت پیدا کردن بر کسی از روی اطمینان به دوستی و عشق او نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت تَدَلُّل با فتح ت و د، و تشدید و ضم لام اول تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه تدلل به عنوان پاسخ چهار حرفی برای واژههای ناز، کرشمه، عشوه و دلبری کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای مفاهیم مرتبط با لوس کردن و نازپروردگی نیز میتوان از واژههای pampering یا spoiling استفاده کرد.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از باب تفعل (تَدَلَّلَ - یَتَدَلَّلُ) ساخته شده است.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل رفتارهای عاطفی مانند ناز آمدن، دلبری کردن، خود را عزیز کردن و عشوه ساختن است.
نماد چیست
تدلل در ادبیات و فرهنگ به عنوان نماد و جلوهای از رفتار بازیگوشانه و ناز معشوق در برابر عاشق شناخته میشود که نشاندهنده اعتماد به محبت طرف مقابل و جلب توجه بیشتر است.
جمعبندی و توضیح کامل تدلل
واژه «تدلل» مصدری عربی از ریشه «د ل ل» و بر وزن تفعل است که در زبان و ادبیات فارسی به معنای ناز کردن، کرشمه آمدن و خود را لوس و عزیز کردن به کار میرود. این کلمه حالتی از رفتار را توصیف میکند که فرد با تکیه بر محبوبیت و جایگاه عاطفی خود نزد دیگری، با ناز و حتی نوعی گستاخی شیرین و متمایز، رفتار میکند تا میزان وابستگی و عشق طرف مقابل را برانگیزد یا بسنجد.
در ساختار لغوی، این واژه همخانواده کلماتی چون دلال، تدلیل و مدلل است. اگرچه ریشه این کلمه در قالب افعال دیگر در قرآن کریم برای مفاهیمی چون راهنمایی یا متمایل کردن آمده، اما خود ساختار «تدلل» به این شکل در متن قرآن یافت نمیشود. در متون ادبی و غنایی، تدلل نماد بارز رفتارهای معشوق و جاذبههای عاطفی و ظریف انسانی است.
در تداول زبانی و کاربردهای جدولی، تدلل همتراز با واژههایی چون غنج، عشوه و تمّنع قرار میگیرد و متضاد آن واژههایی مانند تذلل (خواری و فروتنی) یا تواضع و تسلیم است؛ چرا که تدلل سرشار از حس غرورِ آمیخته به دلبری و اعتماد به نفس عاطفی است.