یعنی چه
این واژه صفت فاعلی مرکب و مرخم از «عنبربیزنده» است. در لغت به معنای الککننده یا پاشندهٔ عنبر بوده و مجازاً به هر چیز معطر، خوشبوکننده و افشانندهٔ شمیم دلانگیز (مانند باد بهاری یا زلف معشوق) دلالت دارد.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «عَنبَر» (با فتح عین و سکون نون و باء) و «بیز» (بن مضارع از بیختن) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «پراکنندهکننده بوی خوش»، «معطرکننده» یا «افشاننده عنبر» یک کلمهٔ ۷ حرفی به عنوان جواب اصلی شناخته میشود.
به انگلیسی
از آنجا که این واژه یک صفت ترکیبی و ادبی در زبان فارسی است، معادل تککلمهای دقیقی در انگلیسی ندارد و به صورت عبارات وصفی ترجمه میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم ترکیبی، از تعابیر وصفی یا مشتقاتی که دلالت بر نشر رایحه و عطر دارند استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و واژگان جایگزین فارسی آن شامل عطرپاش، خوشبوکننده، معطر، عنبرافشان، مشکبیز و عباراتی است که به پراکندن بوی خوش اشاره دارند.
نماد چیست
در شعر و ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه نمادی از صبای نوروزی، نفس باد صبا و طرهٔ خوشبوی یار است که با وزش خود روح را تازه میکند؛ همانطور که سعدی میفرماید: «کابر آزار و باد نوروزی / درفشان میکنند و عنبربیز».
جمعبندی و توضیح کامل عنبربیز
واژهٔ «عنبربیز» یک صفت فاعلی مرکب و زیبای ادبی در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «عنبر» (مادهای بسیار خوشبو و گرانبها) و «بیز» (بن مضارع از مصدر بیختن یا بیزیدن به معنای الک کردن و افشاندن) ساخته شده است. این کلمه در اصطلاح لغوی به معنای چیزی است که عطر خوش عنبر را در فضا میپاشد و محیط را معطر میکند.
در ادبیات فارسی و اشعار کهن، شاعران بزرگ این واژه را به صورت استعاری و تصویرسازی شده برای توصیف باد صبا، نسیم بهاری و یا زلف سیاه و معطر معشوق به کار بردهاند. این کلمه جلوهای از فضای روحانی، دلانگیز و اشرافی را در کلام ایجاد میکند.
اگرچه این ترکیب بیشتر کاربرد منظوم و ادبی دارد و در محاورات روزمره استفاده نمیشود، اما در طراحی سوالات جدول کلمات متقاطع به عنوان یک واژه اصیل ۷ حرفی به معنای «خوشبوکننده» یا «عطرپاش» از محبوبیت بالایی برخوردار است.