یعنی چه
«قابل» و «شایسته» هر دو به معنای داشتن صلاحیت، لیاقت، توانایی یا درخور بودن برای انجام کاری یا داشتن صفت و جایگاهی هستند. ترکیب این دو واژه به فرد یا چیزی اطلاق میشود که شایستگی و کفایت کامل را دارد؛ در کاربرد امروزی «شایسته» بیشتر بار ارزشی مثبت و اخلاقی دارد (سزاوار و لایق)، در حالی که «قابل» علاوه بر آن، به معنای پذیرفتنی، توانمند و دارای قابلیت نیز به کار میرود.
تلفظ
کلمه «قابل» با صدای آ کشیده و کسره ب (gābel) و کلمه «شایسته» با صدای آ کشیده و کسره ی و ت (šāyeste) تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به معماها و جداول کلمات متقاطع، عبارت «قابل و شایسته» دقیقاً ۱۱ حرف دارد. همچنین واژههای کوتاهتری مانند لایق، سزاوار، درخور و برازنده نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن و موقعیت اداری یا اخلاقی، از صفتهای متعددی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «صالح» به ویژه در متون دینی و قرآنی کاربرد وسیعی برای صفت شایسته دارد و واژههای جدیری و لائق در زبان روزمره و رسمی به کار میروند.
به فارسی
معادلهای فارسی مستحکم و مترادفهای دقیق این ترکیب شامل واژگانی چون سزاوار، لایق، برازنده، درخور، شایان، صالح، باکفایت، مستحق و فراخور هستند که نشاندهنده دارا بودن ارزش و ظرفیت بالا در فرد یا صفت مورد نظر است.
جمعبندی و توضیح کامل قابل و شایسته
ترکیب «قابل و شایسته» منعکسکننده مفاهیم عمیقی چون لیاقت، ظرفیت، آمادگی و ارزشهای اخلاقی و کاربردی است. واژه شایسته ریشه در پارسی پهلوی و فعل شایستن دارد که به معنای توانستن و سزاوار بودن است، در حالی که واژه قابل یک واژه مشتق عربی از ریشه «قَبِلَ» به معنای پذیرفتن است و اشاره به توانایی فرد برای پذیرش یک صفت یا مسئولیت دارد.
در ادبیات فارسی و عرفان، این اصطلاح بیشتر نشاندهنده ظرفیت درونی و روحی انسان برای دریافت فیض، علم و کمالات است؛ چنان که انسانهای لایق را در تمثیلها به «گوهر سرخ» یا «درّ نایاب» تشبیه کردهاند. در محیطهای اداری و کاربردهای روزمره امروزی نیز این واژه به معنای واجد شرایط بودن و کاردانی کامل شخص برای تصدی یک جایگاه یا انجام بهینه یک مأموریت تلقی میشود.