یعنی چه
در متون لغوی و فقهی، الثیب به زن یا مردی اطلاق میشود که به دلیل ازدواج قبلی (و وقوع رابطه زناشویی) از حالت باکرگی خارج شده است؛ خواه به دلیل طلاق یا درگذشت همسر، اکنون مجرد باشد.
تلفظ
این کلمه با الف و لام تعریف همراه است که به دلیل شمسی بودن حرف «ث»، ادغام شده و با تشدید خوانده میشود: [اَثَّیِّب]. ریشه اصلی آن ثَیِّب (Thayyib) است.
در جدول
کلمه «الثیب» در مسابقات جدولی ۵ حرف دارد. در صورت نیاز به معادلهای کوتاهتر، واژههای «ثیب» (۳ حرف) یا «بیوه» (۴ حرف) نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، در زبان انگلیسی از عبارات توصیفی برای وضعیت تأهل قبلی یا مفاهیم حقوقی معادل استفاده میشود.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است و از ریشه (ث و ب) یا (ث ی ب) به معنی رجوع و بازگشت مشتق شده است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به این وضعیت، عموماً از واژه Dul (به معنی بیوه یا مطلقه) یا عبارات توصیفی استفاده میشود.
به فارسی
در برگردان فارسی، نزدیکترین معادلهای کاربردی برای این واژه «بیوه»، «زنِ سابقهدار در ازدواج» و در اصطلاح فقهی و حقوقی «غیر باکره» یا «ثیب» است.
نماد چیست
این واژه بیشتر یک اصطلاح حقوقی، فقهی و توصیفی است و نماد اسطورهای خاصی ندارد؛ اما در ادبیات فقهی و گاه عرفانی، نماد فردی است که وضعیت تجرد اولیه یا پاکی بکر بودن را پشت سر گذاشته و به وضعیت تجربه دنیوی و زناشویی وارد شده است.
جمعبندی و توضیح کامل الثیب
واژه «الثیب» یک اصطلاح اصیل عربی و فقهی است که به عنوان وامواژه وارد زبان و ادبیات حقوقی فارسی شده است. این کلمه به فردی (بهویژه زن) اشاره دارد که به واسطه ازدواج قبلی، رابطه زناشویی را تجربه کرده و دیگر باکره نیست، خواه در حال حاضر به دلیل طلاق یا فوت همسر مجرد باشد و خواه در زوجیت قرار داشته باشد. نقطه مقابل این کلمه در زبان عربی واژگانی چون «بکر»، «عذراء» و «دوشیزه» قرار دارد.
این واژه در قرآن کریم نیز به صورت جمع مؤنث در آیه ۵ سوره تحریم («ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا») در تقابل با دوشیزگان به کار رفته است که نشاندهنده تقسیمبندی طبیعی و حقوقی وضعیت زنان در جامعه آن زمان است. در ریشهشناسی این واژه لغویون معتقدند که از ریشه «ثوب» به معنی بازگشت گرفته شده، چرا که فرد پس از مفارقت از همسر، به وضعیت تجرد یا خانه پدری خود بازمیگردد.
در کاربردهای امروزی، این کلمه بیشتر در متون فقهی، رسالههای عملیه و حقوق مدنی برای تبیین احکامی نظیر میزان رضایت، اذن پدر در ازدواج و مباحث مربوط به مهریه کاربرد دارد و در زبان عامه مردم جای خود را به واژههایی نظیر بیوه یا مطلقه داده است.