یعنی چه
واژهٔ الطباع در اصل جمع کلمهٔ «طَبْع» است و به مجموعه ویژگیهای ذاتی، غریزی، اخلاقی و مزاجهای درونی انسان اشاره دارد که در وجود او شکل گرفته و به سختی تغییر میکنند. این کلمه در متون کهن گاهی به صورت مفرد نیز در معنای طبیعت و ذات دارای شعور به کار رفته است.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت «الْطِّبَاع» (با کسره روی حرف طاء) تلفظ میشود و در صورت تلفظ با الف و لام معرفه، ادغام شمسی صورت گرفته و «اتّباع» شنیده میشود.
در جدول
کلمه «الطباع» در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «سرشتها» یا «خویها» کاربرد دارد و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، میتوان از واژههایی که به ویژگیهای ذاتی و ساختار روانی انسان اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
در خود زبان عربی، الطباع جمعِ طبع است و به عنوان مترادف کلماتی چون السجایا و الطبائع که نشاندهنده ملکات درونی انسان است به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل سرشتها، طینتها، خویها، ملکات و طبیعتها است که به ویژگیهای غیر اکتسابی و پایدار انسان اشاره دارد.
در قرآن
عین واژهٔ «الطباع» یا «طباع» به صورت جمع در قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، مشتقات فعلی ریشهٔ آن (ط ب ع) مانند «طَبَعَ» و «یَطْبَعُ» بارها در آیاتی نظیر آیه ۱۵۵ سوره نساء با مفهوم مهر خوردن و بسته شدن دلهای کافران استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل الطباع
واژهٔ الطباع یک کلمهٔ اصیل عربی از ریشه «ط ب ع» است که ورود گستردهای به ادبیات اخلاقی، فلسفی و عرفانی فارسی داشته است. این واژه در اصل به معنای مجموعهای از طبعها، خویها، سجایا و ویژگیهای ساختاری و ذاتی انسان است که تغییر دادن آنها بسیار دشوار یا غیرممکن قلمداد میشود؛ همانطور که در ضربالمثل معروف عربی آمده است: «الطبع یغلب التطبع» (طبع بر رفتار اکتسابی غلبه میکند).
در حوزه ریشهشناسی، مفهوم اولیه این ماده به معنای قالبریزی، مهر زدن و تثبیت کردن است؛ به همین دلیل ویژگیهای روانی ثابت انسان را طباع نامیدهاند. این کلمه با وجود عدم اصالت فارسی، به دلیل کاربرد فراوان در متون کهن، بخشی از غنای زبانی فرهنگهای لغت فارسی را تشکیل میدهد.