معنی
لذت برد به معنای دست یافتن به حالت خوشی، خرسندی و رضایت خاطر از یک امر مادی، معنوی یا ذهنی است که باعث ایجاد آرامش و نشاط درونی فرد میشود.
یعنی چه
این عبارت زمانی به کار میرود که فرد از انجام یک کار، دیدن یک صحنه، یا چشیدن یک طعم، احساسی مطلوب و دلپذیر دریافت کند و از آن حالت متمتع و محظوظ شود.
مترادف
واژهها و عباراتی که مفهومِ دریافتِ حسِ مثبت و خوشایندی را به تصویر میکشند.
متضاد
کلماتی که برعکس مفهومِ لذت، بیانگرِ حس درد، اندوه، ناراحتی یا ناخوشایندی هستند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [لَذْ . زَتْ . بَردْ] است؛ بخش اول از ریشه عربی و بخش دوم فعل اصیل فارسی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «لذت برد» دقیقاً یک پاسخ ۶ حرفی برای راهنمای «حظ کرد» یا «متمتع شد» به شمار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم در زمان گذشته از فعل Enjoyed استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال باب استفعال و تفعل از ریشه (ل ذ ذ) برای انتقال دقیق این مفهوم به کار میروند.
به فارسی
اگر بخواهیم معادلهای کاملاً سره یا ریشهدارِ فارسی برای این فعل مرکب به کار ببریم، عباراتی مانند «کام برد» یا «شادی یافت» نزدیکترینها هستند.
در قرآن
خود عبارت فارسی «لذت برد» در قرآن نیست، اما ریشه عربی آن (ل ذ ذ) در آیاتی مانند آیه ۱۵ سوره محمد به صورت «لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ» (مایه لذت نوشندگان) و آیه ۷۱ سوره زخرف به صورت «تَلَذُّ» (لذت میبرد) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل لذت برد
عبارت «لذت برد» یک فعل مرکب در زبان فارسی (گذشته ساده از مصدر لذت بردن) است. ساختار این واژه ترکیبی از اسم مصدر عربی «لذّة» (به معنی خوشی و شیرینی تجربه) و فعل اصیل و کهن فارسی «بُرد» (از مصدر بردن به معنی حمل کردن یا به دست آوردن) است که در کنار هم معنای دستیابی به یک حالت خوشایند روحی یا مادی را میسازند.
این عبارت در فرهنگ و ادبیات فارسی، نمادی از خرسندی درونی، کامروایی، و در لحظه زندگی کردن است. در ادبیات عرفانی نیز، مفهوم لذت بردن از طاعت و بندگی به عنوان شهود و حلاوت ایمان توصیف میشود که برتری آشکاری نسبت به لذتهای گذرا و مادی دنیا دارد.
از نظر ساختاری این واژه شش حرفی در بازیهای فکری و جدول جایگاه ویژهای دارد و بررسی ریشهشناختی آن نشاندهنده پیوند عمیق میان واژگان وامگرفتهشده عربی با ساختارهای فعلی زبان فارسی نو است.