مترادف
ریشه
این کلمه از واژههای معدود چهارحرفی (رباعی مجرد) در زبان عربی است که از ریشه «ض ف د ع» مشتق شده و مفرد آن «ضَفْدَع» یا «ضِفْدِع» است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت ضَفادِع (Zafāde') است.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای واژه «قورباغهها» یا «جمع ضفدع» کاربرد دارد.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
معادل دقیق این کلمه در زبان فارسی برابر است با قورباغهها، وزغها یا غوکها.
در قرآن
این کلمه تنها یکبار در قرآن کریم در آیه ۱۳۳ سوره اعراف («فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ...») آمده است که به عنوان یکی از معجزات حضرت موسی (ع) و بلای هجوم قورباغهها بر فرعونیان اشاره دارد.
نماد چیست
در مصر باستان قورباغه نماد زایش و فراوانی آب بود، اما در بافت داستانهای مذهبی و قرآنی، هجوم ضفادع نمادی از عذاب الهی، سلب آسایش و شکستن غرور متکبران است.
جمعبندی و توضیح کامل ضفادع
واژه «ضفادع» یک اسم جمع تکسیر عربی است که مفرد آن «ضفدع» بوده و در زبان فارسی به معنای قورباغهها و غوکها به کار میرود. این کلمه از ریشههای نادر چهارحرفی (رباعی مجرد) در زبان عربی به شمار میرود و به دلیل ساختار لغوی خود، جایگاه خاصی در متون کهن دارد.
شهرت عمده این کلمه در ادبیات فارسی و دینی به دلیل کاربرد صریح آن در قرآن کریم و داستان حضرت موسی (ع) است؛ جایی که هجوم این جانداران به عنوان یکی از بلاهای الهی بر قوم فرعون ذکر شده تا مایه عبرت و درهمشکستن تکبر آنان شود.
در حل جدول و کاربردهای لغوی، این کلمه پنجحرفی دقیقاً معادل جمع دوزیستانی همچون وزغ و غوک است و در فرهنگهای باستانی بسته به شرایط، مفاهیم متفاوتی از باروری گرفته تا سلب آرامش و آفت را تداعی میکند.