یعنی چه
این عبارت ترکیبی است از «خلق» به معنای مردم و «سماط» به معنای سفره، خوان یا صف. در ادبیات فارسی کنایه از حضور توده مردم در یک ضیافت یا مهمانی بزرگ برای متنعم شدن از مال و طعام است. این ترکیب به صورت یک اصطلاح مستقل در لغتنامهها ثبت نشده بلکه بخشی از یک عبارت کنایی و حکایتی است.
تلفظ
خَلق (با فتح خ و سکون ل) + ی (یای مصدری یا نکره) + بَر (حرف اضافه) + سِماط (با کسر سین).
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی مربوط به این عبارت کنایی، خود کلمه با تعداد ۱۰ حرف است. همچنین ممکن است بخش دوم آن یعنی سماط به تنهایی به عنوان پاسخ «سفره و خوان» مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی این مفهوم را میتوان با عباراتی که نشاندهنده تجمع افراد حول یک میز غذا یا مهمانی بزرگ است معادلسازی کرد.
به فارسی
معادلهای روان فارسی آن شامل عباراتی چون «جماعت حاضر در مهمانی»، «سفرهنشینان»، «مهمانان حاتم» و «حاضران بر سر خوان بخشش» است.
جمعبندی و توضیح کامل خلقی بر سماط
عبارت «خلقی بر سماط» یک اصطلاح لغوی مستقل و پیشفرض در فرهنگهای واژگان کلاسیک نیست؛ بلکه بخشی از یک جمله و حکایت مشهور در باب دوم گلستان سعدی است. سعدی در این حکایت مینویسد: «خارکنی را دیدم، گفتمش: به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمدهاند؟» که نشاندهنده هجوم و تجمع مردم بر سر سفره وسیع و باستان حاتم طایی است.
از نظر ریشهشناسی، هر دو واژه اصلی این ترکیب یعنی «خلق» و «سماط» ریشه عربی دارند. واژه سماط در اصل به معنی صف، ردیف و رسته است و از آنجا که در ضیافتهای بزرگ، سفرهها را به صورت کشیده و منظم پهن میکردند یا مهمانان در صفوف منظم مینشستند، به خودِ سفره و خوان غذا نیز سماط گفته شد.
در نمادشناسی ادبیات فارسی، سماط مظهر سخاوت، کرم، مهماننوازی و سفره افشاندن بزرگان است. وقتی این کلمه در کنار «خلق» قرار میگیرد، تقابل میان توده نیازمند یا بهرهمند (خلق) و صاحبخوانِ بخشنده را به تصویر میکشد که در متون عرفانی و ادبی گاهی به سفره رزق الهی و فیض معنوی خداوند نیز تشبیه شده است.