یعنی چه
این عبارت در معنای نخست و ظاهری به مفهوم داشتن شخص یا وسیلهای است که نقش بازگوکننده، مفسر یا مترجم زبان و مقصود را ایفا میکند. با این حال، در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند اشعار سلیم تهرانی) این ترکیب یک اصطلاح کنایی دقیق به معنای «تاوان داشتن، خسارت داشتن یا جریمه داشتن» است.
تلفظ
این واژه به صورت تَرجُمان داشتن (با ضمه جیم) تلفظ میشود که واژه ترجمان خود ریشهای کهن دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف دقیقاً «ترجمان داشتن» (۱۱ حرف) است و در صورت نیاز به معادل، «تاوان داشتن» گزینهی جایگزین کنایی آن است.
به انگلیسی
با توجه به دو کاربرد فعلی و کنایی قدیمی، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی ترکیبات فعلی متناسب با هر دو معنای معادل موجود است.
به فارسی
برگردانهای روان فارسی این ترکیب شاملِ داشتن واسطه بیان، تاواندار بودن، مفسر داشتن و گزارشگر داشتن است.
جمعبندی و توضیح کامل ترجمان داشتن
عبارت «ترجمان داشتن» یک ترکیب فعلی کهن و کمکاربرد در زبان فارسی است که امروزه در گفتار روزمره منسوخ شده و جای خود را به عباراتی نظیر «مترجم داشتن» یا «نیاز به مترجم داشتن» داده است. واژه ریشهای «ترجمان» اصالتاً معرب شده از زبانهای سامی (مانند سریانی و اکدی) است که وارد زبان فارسی شده و دستمایه ساخت این اصطلاح گردیده است.
نکته حائز اهمیت در واژهشناسی این عبارت، کاربرد کنایی ویژه آن در شعر سبک هندی و متون کلاسیک است؛ جایی که ادیبان از آن به عنوان کنایهای برای «تاوان دادن، جریمه شدن و خسارت داشتن» استفاده میکردند. این لایه از معنا کاملاً با مفهوم ظاهری ترجمه متفاوت است و درک آن به فهم اشعار قدیمی کمک شایانی میکند.
در مجموع، این اصطلاح ۱۱ حرفی در حافظه تاریخی زبان فارسی پیوندی میان معنای ظاهری (واسطه فهم و زبان بودن) و معنای استعاری (تحمل ضرر و غرامت) برقرار ساخته است و کاربرد مستقیم قرآنی ندارد، هرچند ریشه کلمه در تفاسیر به وفور دیده میشود.