یعنی چه
عبارت «از مد افتادن» زمانی به کار میرود که یک سبک، پوشش، رفتار، فناوری یا ایده، دیگر طبق ذوق، پسند و سلیقه مردم زمانه نباشد و جذابیت یا تداول خود را در جامعه از دست بدهد و قدیمی شود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه معمولاً خود عبارت «از مدافتادن» یا واژههای هممعنی مانند «دمده شدن» و «منسوخ شدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان کهنگی از اصطلاحات مد روز نبودن یا منسوخ شدن کامل استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مدرن برای اشاره به این مفهوم از واژه «الموضة» (وامواژه) یا عبارات مربوط به باطل شدن رواج و تداول استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این اصطلاح کنایی شامل مواردی چون از تداول افتادن، کهنه شدن، متروک گشتن و از چشم مردم افتادن است.
جمعبندی و توضیح کامل از مدافتادن
اصطلاح کنایی «از مد افتادن» یک عبارت فعلی مرکب است که از دو بخش با ریشههای متفاوت تشکیل شده است؛ واژه «مُد» (Mode) ریشهای فرانسوی دارد و به معنای روش موقتی است که طرز زندگی و لباس پوشیدن اهل زمان را تنظیم میکند، در حالی که «افتادن» یک فعل اصیل با ریشه پارسی میانه (پهلوی) است که از واژه ōftādan گرفته شده است.
این اصطلاح در جامعهشناسی و فرهنگ عامه به عنوان نمادی از تغییرپذیری مداوم ارزشها، سلیقهها و بیثباتی سبکهای اجتماعی شناخته میشود و نشاندهنده گذر زمان و جایگزینی مداوم نو به جای کهنه است. این مفهوم مستقیماً در متون کهن یا قرآن وجود ندارد، چرا که ساختاری مدرن دارد، اما مفاهیم مشابه آن مانند زوال و کهنگی دنیا یا واژه «نسخ» به چشم میخورد.
استفاده از این عبارت در مکالمات روزمره به خوبی میتواند چرخه عمر اشیاء، پوشاک و حتی تکیهکلامها را توصیف کند. برای مثال وقتی میگوییم «شلوارهای پاچه گشاد بعد از چند سال از مد افتادند»، به تغییر ذائقه جمعی جامعه اشاره داریم.