یعنی چه
این کلمه در اصطلاح غیررسمی یا به عنوان خطای نگارشی، به معنای تکهتکه کردن، جداسازی و بریدن به کار میرود. صورت درست، فصیح و علمی آن در زبان فارسی و عربی «تقطیع» است.
تلفظ
تلفظ این واژه با فتح ت، سکون قاف، کسر ط، کسر ع و های بیان حرکت در پایان است.
در جدول
پاسخ پنج حرفی جدول برای مفاهیمی مثل بریدن، تجزیه شعر یا تقسیمبندی غیرمعیار، کلمه «تقطعه» است؛ هرچند طراحان جدول ممکن است آن را با «تقطیع» یا «تخطئه» (به معنی متهم کردن به خطا) جابهجا کنند.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، معادلهای انگلیسی آن به مفاهیمی چون تقسیم، بخشبندی ساختاری یا تجزیه وزنی اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی، واژه اصیل و مصدر باب تفعیل از ریشه «ق ط ع»، کلمه «تقطیع» است و صورت «تقطعه» در متون فصیح جایگاهی ندارد.
به فارسی
معادلهای سره و اصیل فارسی که مفهوم این واژه را میرسانند شامل بخشبندی، ریزریزی، پارهپاره کردن و دستهبندی است.
نماد چیست
در تحلیل مفاهیم و عروض ادبی، این واژه یا صورت صحیح آن (تقطیع)، نماد شکستن یک کل یکپارچه به اجزای کوچکتر جهت فهم، بررسی و آزمایش ساختاری است.
جمعبندی و توضیح کامل تقطعه
واژه «تقطعه» در فرهنگهای لغت شاخص و اصیل فارسی مانند دهخدا، معین و عمید به عنوان یک مدخل مستقل و رسمی ثبت نشده است. این کلمه در واقع یک ساختار دستوری اشتباه یا غیرمعیار از ریشه عربی «ق ط ع» است که در زبان عامیانه یا متون غیررسمی به کار میرود. در اکثر موارد، کاربرد این واژه ناشی از یک غلط املایی و نگارشی است.
به احتمال بسیار زیاد، منظور نویسندگان از به کار بردن این کلمه، یکی از دو واژه مصطلح «تقطیع» (به معنی جزءجزء کردن و بریدن) یا «تخطئه» (به معنی اشتباه خواندن و رد کردن نظر دیگری) بوده است. بنابراین در نگارشهای رسمی، علمی و ادبی توصیه میشود از صورتهای استاندارد آن استفاده شود.
با تکیه بر ریشهشناسی لغوی، این کلمه مفهوم تقسیمبندی، گسست و جداسازی یک کل به بخشهای مختلف را تداعی میکند و در بازیهای کلمات و جدولهای متقاطع به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی برای مفهوم بریدن یا بخشبندی مد نظر قرار میگیرد.