یعنی چه
این اصطلاح کنایه از دست کشیدن کامل از یک کار، هدف، رابطه یا شیء است. وقتی فرد از رسیدن به نتیجه ناامید میشود یا سختی راه او را خسته میکند، تصمیم میگیرد آن را کاملاً رها کند و دیگر به آن فکر نکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «قَیدِ چيزى را زَدَن» است که در آن واژه قید با فتح قاف خوانده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاحات متنوعی بسته به لحن کلام برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
عبارات فوق دقیقترین معادلهای فصیح و کنایی برای رساندن مفهوم دست کشیدن و صرفنظر کردن در زبان عربی هستند.
به فارسی
در زبان فارسی، عبارات هممعنی متعددی مانند «عطایش را به لقایش بخشیدن»، «رها کردن»، «کنار گذاشتن» و «دست شستن» به عنوان برگردان و جایگزین این اصطلاح به کار میروند.
نماد چیست
«قید» در اصل به معنای بند، طناب یا زنجیری است که به پای اسیر یا چهارپایان میبستند. اصطلاح «قید چیزی را زدن» از رسم باز کردن یا بریدن این بند برای آزاد کردن و رها کردن حیوان یا پرنده آمده است؛ بنابراین نماد قیچی یا چاقویی است که بند وابستگی و محدودیت را قطع میکند تا رهایی حاصل شود.
جمعبندی و توضیح کامل قید چیزی را زدن
اصطلاح عامیانه و پرکاربرد «قید چیزی را زدن» در زبان فارسی به معنای دل کندن، چشمپوشی و صرفنظر کردن قطعی از یک چیز، شخص یا هدف است. ریشه این عبارت به واژه عربی «قید» بازمیگردد که معنای طناب، بند و زنجیر مهارکننده را دارد. در گذشته، باز کردن یا بریدن این بند از پای حیوانات یا پرندگان باعث رهایی و رفتن آنها میشد و این عمل به مرور زمان به صورت کنایه وارد ادبیات روزمره فارسی شده است.
زمانی که فردی پس از تلاشهای فراوان یا مواجهه با موانع سنگین و ناامیدکننده، تصمیم میگیرد پیگیری خود را متوقف کند، در واقع بندهای اتصال و وابستگی ذهنی یا عملی خود را قطع کرده است. این اصطلاح بار معناییِ رهایی همراه با ناچاری یا تصمیم قاطع را به دوش میکشد.
در لغتنامهها و فرهنگهای معتبر، عباراتی همچون «از خیر چیزی گذشتن» و «عطایش را به لقایش بخشیدن» به عنوان نزدیکترین مترادفها برای آن ذکر شدهاند و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و عربی نیز مفاهیم مشابهی برای رها کردن و دست کشیدن از امور وجود دارد که نشاندهنده فراگیر بودن این تجربه انسانی است.