یعنی چه
مجتهد متجزی به کسی گفته میشود که ملکه و توانایی استنباط احکام شرعی را دارد، اما این توانایی او محدود به بخشها، ابواب یا مسائل خاصی از فقه (مانند باب عبادات یا قضاوت) است و شامل تمام ابواب فقهی نمیشود. این مفهوم در برابر «مجتهد مطلق» قرار میگیرد که توانایی استنباط در همهٔ زمینههای فقهی را دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح فقهی ۱۰ حرفی با نام «مجتهد متجزی» شناخته میشود که معادل فقیه بخشنگر یا صاحبنظر در برخی ابواب فقه است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و فقهی بینالمللی، برای انتقال مفهوم این اصطلاح از عبارتهایی که به معنای مجتهد جزئی، محدود یا متخصص در بخش خاص است، استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان فارسی این اصطلاح شامل «مجتهد بخشنگر»، «فقیه محدود» یا کسی است که صاحب «اجتهاد ناقص» یا تخصصگرایی در علم دین است.
در قرآن
ترکیب اصطلاحی «مجتهد متجزی» صبغهٔ فقهی و اصولی دارد و در متن قرآن وجود ندارد؛ هرچند ریشههای اصلی واژگان آن یعنی «جهـد» (مانند جاهدوا) و «جزء» (مانند اجزاءً) به صورت جداگانه و با معانی لغوی در آیات قرآن کریم آمدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل مجتهد متجزی
اصطلاح «مجتهد متجزی» از ترکیب دو واژهٔ عربی «مجتهد» (از ریشه جهد به معنی تلاشکننده) و «متجزی» (از ریشه جزء به معنی تکهتکه شده یا بخشبخش شده) ساخته شده است. این مفهوم در علم اصول فقه نشاندهندهٔ یک مرحلهٔ میانی میان تقلید محض و اجتهاد مطلق است و نمادی از تخصصگرایی در دانش حقوق اسلامی به شمار میرود.
در کاربرد اصطلاحی و عبارات فقهی، وقتی گفته میشود «فلان شخص یک مجتهد متجزی است»، به این معناست که او در مسائل خاصی بینیاز از تقلید است. برای مثال، یک فقیه ممکن است تنها در مسائل مالی و اقتصادی به درجهٔ استنباط رسیده باشد و در این باب بر اساس رأی خود عمل کند، هرچند در سایر ابواب فقهی مانند عبادات همچنان وظیفهٔ تقلید را بر عهده داشته باشد.
از نظر حکم فقهی، اکثر علما و مراجع تقلید بر این باورند که مجتهد متجزی در مسائلی که توانایی استنباط آنها را دارد، اصلاً نباید از فرد دیگری تقلید کند و عمل به رأی خودش بر او واجب است؛ با این حال، عموم مردم و افراد عامی معمولاً نمیتوانند در آن مسائل به او مراجعه کرده و از او تقلید کنند، مگر در موارد خاصی که برخی فقها تقلید در همان بابِ مورد اجتهاد را جایز دانستهاند.